یادداشت/ حسین فهمیده، نهایت بصیرت

“رهبر ما آن طفل ۱۳ ساله‏‌ای است که با قلب کوچک خود که ارزشش از صدها زبان و قلم ما بزرگتر است با نارنجک خود را زیر تانک دشمن انداخت و آن را منهدم نمود و خود نیز شربت شهادت نوشید.” امام خمینی (ره)


امروز «روز جوان و نوجوان» است و مناسبت آن هم شهادت یک نوجوان بسیجی -شهید حسین فهمیده- است. این از آن مواردی است که شخصیّت‌های حقیقی، به نماد و به حقایق اسطوره‌گون تبدیل میشوند. ما در تاریخ خود از این موارد بسیار داریم. ای بسا حوادثی که امروز وقتی گفته شود، از بس عجیب است همه تصوّر کنند که اسطوره و افسانه است؛ امّا حقیقت است. نمونه‌های آن را ما در زمان خودمان بارها و بارها دیده‌ایم و شنیده‌ایم و از جمله زیباترین آنها، شهادت این نوجوان بسیجی است. 

او سیزده ساله بود؛ امّا با رشد، با شعور، با اراده و مصمّم، که کشور خود را میشناخت، امام خود را میشناخت، دشمن خود را میشناخت، اهمّیّت وجود و فعّالیّت خود را هم میشناخت و رفت این سرمایه را تقدیم عزّت کشور و آینده‌ی انقلاب و منافع و مصالح مردم کرد. جسم او رفت؛ امّا روحش زنده ماند، یادش ابدی شد و خاطره‌اش به‌صورت اسطوره درآمد. این الگوست.

اما این شناختی که بحثش شد چیست؟ چه خاصیتی دارد؟ چه چیزی باعث میشد که او چنان اراده ی پولادینی داشته باشد؟ پاسخ این سوال، بصیرت آن جوان ۱۳ ساله است. بصیرت این است که شما بدانید با چه کسی طرفید، بدانید که او درباره‌ی شما چه فکری دارد، بدانید که اگر چشم خودتان را بستید و فکر نکردید، ضربه خواهید خورد. شما اگر ندانی دشمن کدام طرف است، دوست کدام طرف است، توپخانه را که روشن کردی، به جای اینکه به دشمن بخورد، به دوست میخورد؛ بصیرت برای این است.

حسین فهمیده شناخته بود؛ او امام خویش را میشناخت، به فرمان او عمل میکرد و ذره ای در راهی که میرفت شک نداشت؛ چون بصیرت داشت. عمل این کودک ۱۳ ساله، مانند زنگی است بر هر دل دغدغه مند و روشنی که سعی در یافتن حقیقت دارد. حقیقت را در امام خود مشاهده میکرد و در نهایت جان خود را فدای آرمان خود نمود.

امام در پیام خود به مناسبت شهادت حسین فهمیده، فرمودند: رهبر ما آن طفل ۱۳ ساله‌ای است که … . اما نکته‌ی این جمله آنجاست که امام این کودک را رهبر امت میخواند. این جمله امام، جمله ای احساسی نبوده و غلوی در آن به کار برده نشده است؛ زیرا ویژگی های امام این اجازه را به او نمیدهد که چنین کاری انجام بدهد و مقصود حقیقی او از بیان این جمله همین بوده است. امید است که ما نیز همیشه همین طور در راه پیشوایمان قدم برداریم.

امام خامنه‌ای: «جوانان و نوجوانان عزیز من! همه‌ی شما میتوانید در کشورتان نقش پیدا کنید. یک روز نقش، نقش «حسین فهمیده» بود؛ یک روز نقشهای دیگر است. در زمینه‌ی مسائل دینی، مسائل فرهنگی، مسائل سیاسی، مسائل اخلاقی، آینده‌نگری، امیدبخشی، نشاط دادن به محیط پیرامون خود و تعبّد و تقیّد و پایبندی به شریعت اسلامی -که سرمایه‌ی سربلندی فرد و جامعه است- میتوان مجاهدت کرد. البتّه در آنها، دادنِ جان مطرح نیست؛ امّا همّت و اراده و تصمیم لازم دارد. همه میتوانید در مدارس، در دانشگاه‌ها، در محیطهای کار و غیره، نقش ایفا کنید. جوانِ زنده و بانشاط و پُرامید و پاکدامن، میتواند یک تاریخ را بیمه کند. به همین جهت است که روی جوانان کشورهای دنیا، صهیونیست‌ها و استعمارگران و کمپانی‌داران عالَم، سالها کار و تلاش کردند تا شاید بتوانند نسلهای جوان را فاسد کنند؛ اراده و امید را از آنها بگیرند؛ آینده را در چشم آنها تیره و تار کنند؛ آنها را به آینده مأیوس نمایند و دچار مشکلات عصبی و اخلاقی کنند. آنچه در دنیا میبینید، تصادفی نیست.»

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ده + 9 =