سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸

  • کانال آپارات
  • دفتر حقظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای
  • کانال سزوش بسیج
  • دانشگاه تبریز
  • سازمان بسیج دانشجویی
دکتر متفکر آزاد در همایش گام دوم و خیزش تمدنی: “الآن الگوهای ما کسانی شده است که کمتر از ما سواد دارند آن هایی که کمتر از ما عمق اجتماعی دارند”

دکتر متفکر آزاد در همایش گام دوم و خیزش تمدنی: “الآن الگوهای ما کسانی شده است که کمتر از ما سواد دارند آن هایی که کمتر از ما عمق اجتماعی دارند”

به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز؛

“همایش گام دوم و خیزش تمدنی”روز چهارشنبه ۱۸ ام اردیبهشت با سخنرانی دکتر روح الله متفکر آزاد و با حضور جمعی از دانشجویان دغدغه‌مند در آمفی‌تئاتر شماره دو دانشکده اقتصاد و مدیریت برگزار شد.

در ابتدای این همایش قسمتی از بیانیه گام دوم انقلاب توسط مجری برنامه قرائت شد.

در این همایش  دکتر روح الله متفکر آزاد بیان کردند: بحث های روبنایی کشور ما در حوزه های سیاسی و اجتماعی زائیده عدم فهم مشترک در زیربناها است! دعواها دعواهای زیر بناها است تا رو بناها و اگر بخواهیم در این حوزه تمرکز بکنیم و مبانی فکری را بخواهیم بررسی بکنیم مجبوریم به گام دوم به دید فراتر از یک بیانیه دوازده صفحه‌ای نگاه بکنیم.

شاید بشود اینگونه گفت که بیانیه گام دوم، بیانیه ایست که بعد از چهل سال، فاز تمدنی انقلاب اسلامی را آغاز می‌کند حضرت آقا هم در بیانیه گام دوم بحث تمدن نوین اسلامی را به عنوان آرمان انقلاب اسلامی مطرح می‌کنند. یعنی بحث روی تمدن هست و اگر ورود به این بحث بکنیم، شاید یک عزیزی سوال بپرسند که ما با این همه مشکلات کجا به سراغ تمدن اسلامی رفته ایم؟

معتقد هستم نمی‌شود یک جمله از این سطور(بیانیه گام دوم) را حذف کرد و امکان خلاصه سازی آن وجود ندارد البته امکان محوربندی آن وجود دارد ولی جمله زائدی ندارد و بسیار کارشناسی است. یعنی شما وقتی در توصیه‌های حوزه اقتصادی و بقیه حوزه ها را نگاه می‌کنید، می‌بینید که در عرض دو یا سه پاراگراف یک فرآیند کامل و جامعی از شناخت مسئله وجود دارد. گام دوم مبتنی بر امید هست اما نه امیدی که بر اساس شعار بنا شده باشد بلکه یک امید واقعی. امید واقعی هم دو جنبه دارد یک جنبه سنت‌های الهی است که این پارادایم سنت‌های الهی باورپذیری‌اش برای بعد از انقلاب اسلامی  برای ما ملموس است و یک پارادایم آن سنت‌های الهی نیست بلکه واقعیت‌های صحنه است که البته آن‌ها هم محصول باور سنت‌های الهی است ولی واقعیت‌های صحنه هم واقعی احصا شده است. وقتی شما از ظرفیت‌های موجود سخن می‌رانید و ظرفیت‌های موجود را به درستی احصا می‌کنید یعنی شما امیدتان واهی نیست و می شود به چیزهایی امیدوار بود که واقعیت صحنه است.

ما الآن در کشور با یک جنگی به نام جنگ هیبریدی یعنی جنگ همه جانبه مواجه هستیم. در کشور یک زمان جنگ سخت بود، یک زمان جنگ نرم بود، یک زمان تحریم اقتصادی بود، یک زمان بحث‌های فرهنگی بود، الان هیبریدی است و همه را با هم اعمال کرده‌اند و سیاه‌نمایی هم روی آن آمده است؛ یعنی فضا دمنتوریسم است یعنی فضا این طوری دیده می‌شود که هیچ خوبی وجود ندارد، همه چیز غلط و مبهم است و هیچ امیدی نیست. این که دشمنی وجود دارد در این شکی نیست که در گام دوم هم حضرت آقا به آن می‌پردازند. ما بعضی از جاها ثمرات فشار دشمن را می‌بینیم و ما قائل هستیم که فشارها همه‌اش بیرونی نیست و یک بخش اعظم آن به مسائل داخلی بر می‌گردد و فرقی ندارد که کدام دولت باشد، اقتصاد ما مشکل ساختاری و مدیریتی دارد این ها را باید حل کنیم. اما آیا واقعا نگاه تمدنی ما منوط  به این نگاه چالش محور است؟ بیانیه گام دوم از چالش‌ها فرصت می‌سازد. تمرکز بیانیه گام دوم تبدیل چالش‌ها به فرصت‌ها است.

هر کس ممکن است با یک دیدی به مقام معظم رهبری(مدظله العالی) نگاه بکند. نگاه یکی انقلابی است و می‌گوید ما ایشان را ولی امر مسلمین جهان می‌شناسیم  و نگاه اعتقادی به مسئله دارد و یک عده هم نگاه قانون اساسی دارند  یعنی می‌گویند ممکن است ما هم پارادایم در نگاه اعتقادی نباشیم ولی ما این قانون اساسی را قبول کرده‌ایم و در لابه لای این قانون اساسی به ولی امر نگاه می‌کنیم و رهبر جمهوری اسلامی می‌دانیم. در هردوی این نگاه‌ها به همراه نگاه بیرون از مملکت این وجود دارد که این رهبر حکیم است و حرفی که می‌زند از روی حکمت است و شما دیدید که وقتی چند سال پیش تهدید حمله علیه ملت ایران توسط رژیم صهیونیستی اتفاق افتاد حضرت آقا فرمودند که اگر خطایی انجام دهید ما حیفا و تل آویو را با خاک یکسان می‌کنیم که این حرف ایشان حرف به جایی بود بعدها سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا اعلام کردند واقعا حمله رژیم صهیونیستی در آن ایام جدی بود و همین یک جمله تهدید را منتفی کرد، چون جمله کارشناسی بود. حیفا پایتخت اقتصادی و تل آویو پایتخت سیاسی رژیم صهیونیستی بود و این تهدید یعنی هم سیاست و هم اقتصادتان می‌تواند تحت تهاجم موشک‌های ما قرار بگیرند؛ اگر دست از پا خطا بکنید.

جنگ به یک ملت ضعیف تحمیل می‌شود. صدام چه زمانی به ما حمله کرد؟ وقتی که بعد از انقلاب تصورش این بود که ارتش ما فروپاشیده شده است و می‌تواند پیشروی کند. اما وقتی قوی باشید تصور طرف از این که می‌تواند به شما ضربه بزند به حداقل می‌رسد پس لذا همیشه سازش به معنای از بین بردن خطر نیست. صلح می‌تواند خطر را از بین ببرد ولی سازش نه. سازش بستر دارد و مذاکره هم وقت دارد که آن را هم باید به موقع تشخیص بدهید شما در زمان صعود ترمز بزنید این مانع حرکتتان است. پس اتفاقا قوی بودن یک جاهایی جلوی جنگ را می‌گیرد  و پالس ضعیف بودن،  جنگ را به یک ملت تحمیل می‌کند و باید قوی باشی تا جنگ تحمیل نشود.

ایشان در ادامه اظهارکردند: یک زمانی در جنگ‌های سرد معادلات، معادلات قدرت بود یعنی طرف به یک حدی از قدرت اقتصادی و نظامی می‌رسید و اگر طرف مقابل ضعیف‌تر بود احتمالا جنگی اتفاق می‌افتاد لذا جنگ شوروی و آمریکا بایستی در یک تنازع نظامی به یک تساوی قدرت می‌رسیدند تا همدیگر را خنثی کنند؛ الان عوض شده و پارادایم قدرت نیست، پارادایم اقتدار است. شما می‌گویید طرف آن قدر قدرت دارد و در این سطح از قدرت نشسته است و شما در آن سطح از قدرت ننشسته‌اید و قدرتتان پایین است اما الان دیگر میزان قدرت تعیین کننده میزان موثر بودن نیست و باید آسیب پذیری طرف مقابل را بسنجید. آیا این دشمن شما از شما آسیب پذیرتر است یا شما از آن آسیب پذیر تر هستید؟ این مفهوم قدرت، اقتدار شده است. مثلا شاید شما نتوانید با هواپیمای اف سی و پنج رقابت جنگی بکنید ولی می توانید موشک بسازید که بتواند معادله را عوض بکند. مفهوم قدرت به مفهوم اقتدار تبدیل شده است، شما نفوذ منطقه‌ای دارید و امنیت‌تان را در فرا دست‌ها تامین می‌کنید؛ برایتان مفهوم اقتدار به وجود آمده است و این مفهوم اقتدار زائیده تفکر درون‌خیز و درون‌زای اقتدار است. ما در اقتصاد هم باید درون زا باشیم آن وقت می‌تواند برون‌نگری ما عمل بکند.

ایشان در ادامه بیان کردند: در این بیانیه گام دوم چند تا نکته اساسی وجود دارد. که اصلی‌ترین آن ارتقاء تعریف انقلاب اسلامی بوده است. یکی از مظلومیت‌های انقلاب اسلامی این است که ما از آن حرف نزده‌ایم و خودسانسوری کرده‌ایم. از انقلاب اسلامی چه چیزی گفته شده است؟ عموما از انقلاب اسلامی به  ما گفته شده و درست هم گفته شده است، این است که شاه رژیم فاسد فسادپرور -چه اخلاقی چه مالی و اقتصادی و سیاسی- بوده است؛ وطن فروش و وابسته بوده است و این ها هیچ کدام غلط نیست اما این ها خیلی تعریف نازلی از انقلاب اسلامی است. یعنی آقا در بیانیه گام دوم سطح تعریف از انقلاب اسلامی را به اندازه چهل سال قدم ملت جلو برده است یعنی سطح تعریف را سطح تمدنی کرده‌است  و می‌گویند وقتی ما انقلاب کردیم دو قطب در دنیا در مقابل هم بوده‌اند. شرق و غرب و عالم را تقسیم کرده‌بودند و ما قطب سوم را ایجاد کردیم.

دکتر متفکر آزاد در ادامه افزودند: بعد از رنسانس در اروپا یک انحرافی به وجود آمد که دین باعث همه بدبختی ها است و باید دین را کنار بگذاریم تا پیشرفت بکنیم. عبارت دین افیون ملت ها است عبارتی نیست که فقط به جریان‌های مارکسیستی و غیره متعلق باشد، کل جریان ماتریالیستی به این عقیده دارد؛ برخی می‌گویند و برخی نمی‌گویند. بعد آمدند دیدند که دین را نمی‌شود از مردم گرفت چرا که دین فطری است. حتی برخی از علما معتقد هستند که حتی این بت پرستی نمادی از فطرت خداجو هست البته این توجیه بت‌پرستی نیست اما این نکته را می‌گویند که این ها هم به دنبال پرستش بوده‌اند و یک امر فطری است.

 ما می‌بینیم که مخصوصا بعد از انقلاب کبیر فرانسه در سال ۱۷۸۹ به این طرف، دنیا با یک دین ستیزی جدی مواجه است و وقتی می‌بینند که نمی‌شود دین را از ملت‌ها گرفت می‌گویند خوب شما می‌خواهی دیندار باشی باش اما دین نباید در عرصه‌های اجتماعی حضور داشته باشد و دین داری را در حوزه سکولاریسم  در دنیا باز تعریف کردند و گفتند دین خوب است اما آن دینی که برای هیچ کس ضرری نداشته باشد. در حالی که این حرف پیغمبر(ص) است که اگر یک جایی مظلومی کمک خواست و به کمکش نرفتی مسلمان نیستی. دین نمی تواند صرفا به عبادت فردی متوقف شود و فقه فردی داشته باشد، آن یک بخشی از دین است. دین بخش دیگری هم دارد.

 بعد از سکولاریسم یک مرحله جلوتر آمدند و گفتند حالا اگر می خواهید؛ حکومت “دین‌داران” داشته باشید، که باز این هم یک مدل جدید از انحراف از مبدا بود و ما قائل به این هم نبودیم چرا؟ چون اگر افراد حکومت از دین‌داران باشد ولی قوائد حکومت دین‌داری نباشد این چه حکومتی است؟ این طوری نگاه کرده‌اند که قوانین بشر را تجربه بشر می‌نویسد. اگر قوانین بشر را تجربه بشر می‌نویسد، مگر این تجربه بشر چه قدر آزموده شده است؟ بشر آن قدر از تاریخ می‌داند که در تاریخ نوشته‌اند. بر این معتقدند که تاریخ را فاتحان می‌نویسند. وقتی تاریخ را فاتحان می‌نویسند شما آن قدری از تاریخ می‌دانید که فاتحان گفته‌اند و از آینده هم که خبر ندارید و به حال هم که تسلط ندارید و چطور می‌توانید قوانین بشری کامل و قوانین اجتماعی اقتصادی را از دلش در بیاورید. نتیجه‌اش این می شود که قصاص را ممنوع  می‌کنند و اعدام را جمع می‌کنند و می‌گویند این  ضدبشری است بعد بشر می‌آید تجربه می‌کند می‌بیند که این حرف باعث شده خشونت و فساد در جامعه افزایش پیدا بکند. دین می‌گوید”و لکم فی القصاص حیاه” و به قصاص به دید حیات و زندگی نگاه می‌کند البته این جا می‌گوید که مجرم وقتی خطا می‌کند حواسش باشد که  این جبران دارد و نقطه‌ی عاطفی را هم تامین می‌کند و می‌گوید که اولیای دم اگر ببخشند بهتر است یعنی هم نقطه عاطفی جامعه را تعریف می‌کند؛ هم نقطه  حقوقی‌اش را تامین می‌کند و ببینید چه قدر جامع است.

با این نگاه در دنیا حرف این بود ‌که ای بشر شما برای پیشرفت چاره‌ای جز کنارگذاشتن دین ندارید؛ چرا؟ چون دینی را که این ها می‌شناختند دین نبود و انحرافات از این جا بود. ملت ما در انقلاب اسلامی گفت که ای اهل عالم  ما ملتی هستیم که می‌خواهیم دین‌دار باشیم و پیشرفت کنیم. این حرفی که ما داریم حرف تمدنی است . یعنی سیصد سال به دنیا دروغ گفته شده است که دین افیون ملت‌هاست و شما آمدی بگویی که این دروغ بوده است و این حرف هزینه زا و انرژی بر است و در برابرش مخالفت خواهد شد. چرا، چون اگر شما این را اثبات کنی یک دروغی را  هویدا کرده‌اید.

ما در بستر اسلام چیزی به نام تعارض علم و دین نداریم چرا، چون ما اسلام را یک دینی می‌دانیم که با علم عجین است. پیامبر(ص) معجزه اش قرآن است؛ کتابت و علم و فهم است. پیامبری که می فرماید: “انا مدینه العلم و علی بابها” من شهر علم هستم و علی دروازه آن. پیامبری که می فرماید:” اطلب العلم ولو بالسین” . قرآن یک دُرّی است که عقل بشر و تجربه وقتی می‌رسد می‌شناسد. ما این را گفتیم که ای بشر ما از این چنین دینی صحبت می‌کنیم که تعارضی با علم ندارد. ما ادعا داریم که به دروغ خدا را از شما گرفته‌اند که پیشرفت کنید. وقتی این را می‌گفتم یک عزیزی پرسید که این ها پیشرفت کرده‌اند این که دروغ نیست. گفتم که نه، پیشرفت یک معنای عمیق تر از این دارد پیشرفت نکرده‌اند اگر پیشرفت کرده بودند جنبش والستریت رخ نمی‌داد. جنبش جلیقه زرد ها بر علیه لیبرالیسم رخ نمی‌داد. چهل و پنج میلیون نفر در ایالت متحده آمریکا روزانه بن غذا نمی‌گرفتند یعنی اگر بن غذا ندهید از سیصد میلیون، چهل و پنج میلیون نفر غذا ندارد. این ها آمار جهانی است. بله می‌توانیم بگوییم که تکنولوژیک شده‌اند، تولید ثروت کرده‌اند. این هم سنت خدا است مگر خدا نمی‌فرماید که “لیس للانسان الا ما سعی” نمی‌گوید که “لیس المومن الا ما سعی”! هر انسانی که زحمت بکشد به آن می‌رسد از عدل الهی به دور است که او سیصد سال زانو خم کرده و بنشید علم تولید بکند و به آن نرسد. شهید مطهری فرمودند که علم سرعت می‌دهد، ایمان جهت. خوب این سرعتش را گرفته است البته اگر در بستر دین‌داری تولید علم می‌کرد خیلی بیشتر از این سرعت می‌گرفت. ادعای ما این است چون ما سنت‌هایی را داریم که برای ماست و برای آن ها نیست اسم آن برکت است.

شهید دکتر کاظمی آشتیانی(ره)  با تیم خود شش هفت سال بر روی سلول‌های بنیادی جنینی کار کردند و به تولید، انجماد، نگهداری و به کارگیری سلول‌های بنیادی جنینی رسیدند درحالی که این در اروپا شاید نزدیک صد سال کارشده است تا به آن نقطه رسیده‌اند پس خداوند این برکتش را در ذهن و عقل و تلاش وکارش قرار داد.

حضرت آقا در بیانیه گام دوم می‌فرمایند انقلاب اسلامی نسبت به پدیده‌های نوظهور متحجر نیست؛ یعنی انقلاب اسلامی در مقابل علم و داشته‌های دنیا گاردش بسته نیست، اما نسبت به  اصولش هم دچار تساهل نیست. یعنی اصول خودش را محکم نگه می‌دارد و فروعش را پیشرفت می‌دهد و به جلو می‌رود. اگر کسی فکر بکند که تعارضی بین اصول انقلاب با پیشرفت‌های بشری وجود دارد انقلاب را نفهمیده است.

دعوای آمریکا با ما بر سر چه بوده است؟ او می داند ما بمب اتم نداریم چرا می داند؟ به سه دلیل؛ یک: سیستم جاسوسی دارد و منافقان کوردل کمکشان می‌کنند. دو: وقتی ما ده پانزده سال تحریم شدیم  و به غنی سازی بیست درصد رسیدیم و می‌توانستیم با یک درجه بیشتر غنی سازی به بمب اتم برسیم و این کار را نکردیم در حالی که هزینه اش را داده بودیم پس ما بمب اتم نمی خواهیم. سه: معنای حکم و  فتوای ولی و فقیه را می داند که فتوایشان این است که صلاح کشتار جمعی حرام است. پس دعوایش با ما بر سر این حرفی است که آقا هم در بیانیه به آن اشاره کرده اند و حقیر هم مقدمه چینی کردم که به آن برسم این بود:

ما نظام دو قطبی دعوای درون ماتریالیسم را در دنیا خراب کرده‌ایم. ما گفتیم که دعوای زرگری ماتریالیست‌ها دعوای غلطی است و به دروغ خدا را از شما گرفته‌اند تا پیشرفت کنید. ما خودمان را مصداق این آیه شریفه قرآن کردیم “الذین قالوا ربنا الله”یک عده هستند که می‌گویند پروردگار ما خداوند است “ثم استقاموا” بعد استقامت کردند. مگر ما زمان شاه نماز نمی‌خواندیم روزه نمی گرفتیم پس ما هم” ربنا الله “داشتیم؛ بله این جا اقامه توحید مد نظر است. ما در دنیا عَلم بلند کرده‌ایم “ثم استقاموا” یعنی چه؟ یعنی پای حرفتان استقامت بکنید. چرا که شیطان قسم خورده است هر عَلم توحیدی بلند بشود؛ جلویش بایستد لذا آقا در سخنرانی قبل از عید فرمودند که هر عَلمی که جلوی حضرت موسی، حضرت ابراهیم ایستاد، جلوی پیغبر ایستاده بود -و الان هم جلوی ما ایستاده و فقط آدمش عوض شده است- و عَلمش عَلم کفر است. لذا حضرت آقا می‌فرمایند که ما نظام دو قطبی را سه قطبی کرده‌ایم. بعد با فروپاشی شوروی نظام دو قطبی شد؛ اسلام، استکبار.

استکبار یک مفهوم قرآنی است و یک عده می‌خواهند این کلمات را از ما بگیرند. مثلا مستضعفین را اقشار آسیب پذیر کرده‌اند. قشر آسیب پذیر درونش بار محتوایی نیست. کسی بهش ظلم نکرده و آسیب می‌خورد ولی وقتی می‌گوییم مستضعف یعنی یک مستکبری مقابل آن است و شما باید جلوی مستکبر بایستید تا مستضعفی به وجود نیاید. نباید بگذاریم این مفاهیم عوض بشود.

مشکل آمریکا با ما چه بود؟ این بود که شما گفتید که ما به دنیا اثبات می‌کنیم که علم با دین تعارض ندارد. توانستید؟ بله که توانستیم ما این همه پیشرفت‌هایی که در این چهل سال در حوزه علم انجام داده‌ایم، قابل قیاس با هیچ دوره‌ای در هیچ کشوری نبوده است. ما توانستیم چهارمین قدرت نانو تکنولوژی، پنجمین قدرت انجماد و نگهداری و به کارگیری سلول‌های بنیادی جنینی، ششمین قدرت بیوتکنولوژیک، هشتمین قدرت هوا فضا و دهمین قدرت هسته‌ای در دنیا بشویم.

ما توانستیم تعارض بین علم و دین را حل کنیم. دو برابر جمعیت کشورمان علم تولید می‌کنیم. یازده برابر شتاب علمی دنیا،   شتاب علمی داریم. بله هنوز در حلقه وصل علم به ثروت نقص داریم. ما ثروت و اقتصادمان را دانش بنیان نکرده‌ایم هنوز در این جا نقص داریم ولی قدم‌هایی درگام اول برداشته‌ایم و قدم‌های گام دوم به جوان‌ها داده شده است.

بنده فقط دو سه تا نکته کلیدی از بیانیه گام دوم را تفسیر کردم و شاید این بیانیه هزاران جلسه مختلف با اساتید مختلف بخواهد که بر روی آن بحث کنید.

یکی از این نکته‌ها این است که بستر اندیشه و نگاه به انقلاب اسلامی باید ارتقا داده شود و نباید در بستر چهل سال پیش به آن نگاه کنیم و به یک نگاه جدیدتر احتیاج داریم و با این نگاه جدیدتر تهدیدها و چالش‌ها “فرصت” است. ما وقتی می‌بینیم سی و شش میلیون نفر جمعیت بین پانزده تا چهل سال داریم یعنی این یک فرصت است! وقتی چهارده میلیون از این جمعیت تحصیلات تکمیلی دارند؛ یعنی این سکوی پرش است. باید مشکلاتمان را حل بکنیم. در حوزه اجتماعی هم همین طور ما با چالش‌هایی مواجه هستیم که می‌توانیم آن‌ها را به فرصت‌ها تبدیل بکنیم. یک جاهایی ما باید خودمان را اصلاح بکنیم و یک جاهایی سیاستمداران این کار را بکنند، یک جاهایی بایستی فرهنگ سازی بشود. مثلا در حوزه نظام الگویی، قبلا الگو در جامعه ما پروفسور حسابی بود، پروفسور هشترودی بود، علامه طباطبایی بود و الگوهایمان متعهدین و متفکرین و متخصصین بودند یعنی سطح الگویی ما بالا بود. الآن الگوهای ما کسانی شده است که کمتر از ما سواد دارند آن هایی که کمتر از ما عمق اجتماعی دارند؛ چرا؟ چون مشهورند. آقای برژینسکی یک کتابی دارد در دهه هفتاد میلادی که عنوانش این بود: “میان دو قرن در عبور از عصر تکتوترانیک” که در این کتاب می‌گوید: در جوامع میلیونی ناهماهنگ، این مشاهیر هستند که هماهنگی اجتماعی به وجود می‌آورند. مشاهیر منظور سلبریتی ها هستند. یعنی اگر بخواهید عمق اجتماعی پایین بیاید؛ باید سلبریتی ها به آن خط بدهند و جامعه باید “جامعه میلیونی ناهماهنگ” بشود. لذا شما می‌بینید که تخریب نظام خانواده برای چه اتفاق می‌افتد؟ نظام‌های سنتی جامعه ما چرا باید تخریب بشود چون در جامعه سنتی ما خانواده، بزرگتری، ریش سفیدی معنا داشته‌است. این ها باید از هم بپاشد تا جامعه ناهماهنگ بشود تا نظام الگویی‌اش سلبریتی‌ها بشود و آن وقت شما می‌بینید همه متفکرین و صاحبان اندیشه ما می‌گویند که شما الان را نگاه نکنید سی سال دیگر ما با بحران جمعیت مواجه هستیم. همه این را قائل هستند که ما سی سال دیگر با بحران جدی جمعیت مواجه هستیم و امنیت و اقتصادمان در خطر است. این یک قاعده هست مثل آلمان و ژاپنی که الآن مجبورند با سرعت این ضایعه را جبران بکنند؛ و این الآن قابل پیش‌بینی است که سی سال دیگر ما با این بحران مواجه هستیم؛ همه این حرف را می‌زنند حتی رهبر مملکت هم این حرف را می‌زند که ما سی سال دیگر با این بحران مواجه هستیم و آن وقت می‌بینی که یک خانم سلبریتی شش تا گربه را بغل می‌کند و عکسش را در اینستاگرام می‌گذارد و می گوید که بچه‌های من است و چند صد تا هم لایک می‌خورد یعنی دارد نظام الگویی را عوض می‌کند.

ما با چالش‌های جدی مواجه هستیم و با ظرفیت های جدی‌ای هم رو به رو هستیم. ما اگر بتوانیم این ظرفیت‌ها را به کار بگیریم این بستری که در انقلاب اسلامی مهیا شده‌است که حضرت آقا فرمودند که دو تا پیش فرض داشتیم، یک: از صفر شروع کردیم. یعنی هیچ بستر پیشینه‌ای نداشتیم و همه بر علیه ما بودند. دو: نظام الگویی هم نداشتیم یعنی ما الگوی پیشینه برای فعالیت انقلاب اسلامی نداشتیم.

لذا در جمع بندی عرض من این است که در بیانیه گام دوم نمی‌شود هیچ جمله‌ای را از آن حذف کرد و همه‌اش را باید خواند و جوانان همه‌ی سهم را بر عهده دارند و آقا تغییر نسل‌ها را علنی اعلام کرده و می‌گویند که نسل جدید بیا و این را به عهده بگیر و خودشان هم شروع کرده‌اند. تغییر ائمه جمعه، تغییر سازمان‌هایی که زیر نظر رهبری هستند در همه جوان گرایی می‌کنند. یعنی خودشان به ما نشان می‌دهد و همه این ها را باید جوان‌ها به عهده بگیرند. جوان‌هایی که نگاه امیدوارانه به آینده دارند. جوانی که به اهداف انقلاب اسلامی مومن است و جوانی برای انقلاب اسلامی جهادی عمل می‌کند؛ یعنی جوان مومن انقلابی.

انقلاب اسلامی؛ یکی از خروجی‌های کیفی‌اش تولید نیروی انسانی کارآمد در طراز است.

متاسفانه یک ندای زشتی می‌آید که انقلابی گری را مساوی با بی تدبیری می‌کنند و این که عقلانیت در انقلابی‌گری نیست. اتفاقا عقلانیت در انقلابی‌گری است. برای چه سوریه رفتند؟ برای این که کسی به قدرت منطقه‌ای ما دست نزند. کسی نتواند به مظلومین تعدی بکند. هژمونی آمریکا در منطقه کامل نشود. یعنی شما در منطقه فرا دستی فکر کرده‌اید. بهمن ماه سال گذشته؛ آقای دکتر جهانگیری معاون محترم آقای رئیس جمهور با یک هیئتی از تجار و اتاق بازرگانی به سوریه تشریف بردند و خبرنگاران پرسیدند که کجا می روید، در پاسخ گفتند که آقای اسد ما را به سوریه دعوت کرده‌اند که در روزگار سختِ ملت سوریه، شما کنارمان بوده‌اید. الان هم روزگار بازسازی و بهبود شرایط و بازگشت به حالت نرمال است. این جا سود این دوره را هم می‌خواهیم که شماها ببرید. شما ها که در زمان بد در کنار ما بوده‌اید. یکی از آن‌ها یک جمله‌ای آن‌جا گفتند که خیلی برای من جمله کلیدی بود. یکی از آن‌ها گفتند ما به سوریه به منزله بازار میان مدت سود ده ِ ده ساله نگاه می‌کنیم و این را زمانی گفتند که شما در زمان شرایط سخت اقتصادی به سر می برید. خروجی برجام که به عنوان عقلانیت غیر انقلابی تبلیغش می‌کنند، به قول آقای سیف شد almost nothing . خروجی مقاومت در سوریه شد دوره‌ی سود ده ده ساله! در حالی که شما برای سود نرفته بوده‌اید. البته آن‌جا اشک در چشم‌های من جمع شد؛ گفتم ای کاش فراموش نکنند که این بازار سود ده  میان مدت ده ساله، محصول بیوه شدن زن نوزده ساله است و محصول یتیم شدن بچه شش ماهه است. محصول بریده شدن گردن پاک‌ترین انسان‌های روی زمین است.

در انتهای برنامه نیز پرسش و پاسخ از آقای دکتر توسط دانشجویان مطرح شد.


  • photo_2019-05-11_14-16-03
  • image_2019_5_9-11_12_23_4_6Il
  • image_2019_5_9-11_12_38_607_mzh

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.