سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸

  • کانال آپارات
  • دفتر حقظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای
  • کانال سزوش بسیج
  • دانشگاه تبریز
  • سازمان بسیج دانشجویی

در کرسی آزاداندیشی آداب علم آموزی در اسلام مطرح شد: “دیدگاه پوزیتیویستی ساده در غرب خیلی وقت است که کنار گذاشته شده است ولی متاسفانه در بعضی از فضاهای علوم انسانی ما همین مبنا حاکم است”

به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز؛

کرسی آزاداندیشی با محوریت سبک زندگی اسلامی با موضوع “آداب علم آموزی در اسلام” چهارشنبه ۲۵ ام اردیبهشت با حضور دکتر حمداللهی و جمعی از دانشجویان در کلاس ۳۰۴ دانشکده روانشناسی برگزار شد.

در ابتدا از دانشجویانی که قبلا ثبت نام کرده بودند دعوت شد تا به روی سن تشریف ببرند و نظرات خود را در مدت پنج دقیقه بیان کنند.

دانشجوی اول: تعریفی که فرهنگ اصطلاحات زبان انگلیسی از علم دارد این است که علم را  به معنی اقدام قاعدهمند در جهت توسعه و سازماندهی دانش در قالب تفسیرهای قابل آزمایش درباره جهان می‌داند. در واقع تعریف این ها از علم، علمی هست که در آزمایشگاه‌ها عنوان می‌شود. گمراه کننده ترین تعریف بینش از علم، همین درآمیختگی علم با آزمایشگاه هست زیرا ما علومی داریم که در آزمایشگاه و به روش تجربی قابل بررسی نیستند. معنی علم در قرآن همان هست که در آیات آن آمده است: « هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون » و «اقرأ باسم ربّک الذی خلق». همچنین در احادیث و روایات متعددی نکاتی گفته شده؛ به عنوان مثال: « اطلبوا العلم من المهد الى اللحد» و «اطلبوا العلم ولو بالصين» که این جا واژه صین به معنی کشور چین نیست و منظور از آن این است که اگر جست‌وجوی علم سخت هم باشد باید به دنبال آن رفت. اما راه نزدیک شدن انسان به خداوند عمل و عبودیت است اما عبودیت هم در نهایت منجر به معرفت می‌شود. ایمان زمانی ارزش دارد که همگام با علم باشد هیچ ایمانی بدون علم ارزشی ندارد. بیشترین شخصیت اعلای امام(ره) دارا بودن تعلیم و تعلم و تحقیق ایشان بود که ایشان را در زمره شخصیت‌های برجسته تاریخ جهان قرار داده است. عاملی که باعث تمایز و تفکیک بین انسان ناطق و حیوان می‌شود برخورداری از قوه علم انسان است.

دانشجوی دوم: در مورد حق استاد و شاگرد که از رساله حقوقی امام سجاد برگرفته شده است، حقوق استاد در دو مورد خلاصه می‌شود. اول: احترام استاد را نگه داریم، با ایشان با ادب صحبت کنیم، در محضر استاد حواسمان به ایشان باشد دوم: آن چه که استاد یاد می‌دهد دقیق بیاموزیم و در رساندن آن مطلب به دیگران امین باشیم و ایشان را تمسخر نکنیم. اما حقوق شاگرد در سه مورد کلی خلاصه می‌شود. اول: استاد خود را گنجینه دار علمی بداند که خدواند به ایشان داده است که نظام‌های سکولاریستی و اومانیستی این تفکر را ندارند. دوم: احترام شاگرد را نگه دارد. همان طور که شاگرد باید احترام استاد را نگه دارد، استاد هم باید احترام شاگرد را نگه دارد و با او مهربان باشد و دلسوز باشد این دلسوز بودن در نظام‌های سکولاریستی تا حدی کمرنگ می‌شود چون بر اساس نفع مادی به قضیه نگاه می‌شود. سوم: از آموختن آنچه می‌داند دریغ نکند؛ که در این مورد در نظام سرمایه داری استاد همه چیز را یاد نمی‌دهد چون می‌خواهد با کلاس‌های تقویتی پول بیشتری در بیاورد و از طرف دیگر در نظام سرمایه داری به شاگرد گفته می‌شود که استاد همه چیز را به شاگرد نمی‌گوید و دید منفی به استاد خواهد داشت که باعث می‌شود احترام استاد توسط شاگرد نگاه داشته نشود.

دکتر حمداللهی، داور کرسی: اساسا ماها به عنوان عناصر اصلی دانشگاه، اصلی ترین مقوله‌ای که با آن سر و کار داریم مقوله علم است. ماها را به عنوان اهل علم می‌شناسند. بنابراین بیش از هر کس و گروه دیگری برعهده خود ما است که هویت خودمان را بشناسیم. من به عنوان یک دانشجو هویت خود را نخواهم شناخت، به عنوان استاد هویت خود را نخواهم شناخت مگر این که مقدم بر آن هویت علم را بشناسم. علم چیست؟ به نظر سوال ساده‌ای می‌آید ولی سهلی ممتنع است. ما اگر با نگاه سطحی به علم، خودمان را قانع بکنیم خیلی ضرر خواهیم کرد. ممکن است این نگاه سطحی از یک آدم به اصلاح غیرعلم پذیرفته شود اما این نگاه به علم در خود ما به عنوان اهل علم پذیرفتنی نیست و جای مذمت دارد. باید برای اهل علم بیش از دیگران دغدغه باشد که علم چیست و چه درک و فهمی از هویت علم دارد.

ایشان در ادامه بیان کردند: اولین نکته  بحث تمایز بین علم و اطلاعات است. تفاوت میان علم و اطلاعات؛ آیا ما به صرف این که اطلاعاتی  درباره یک موضوع خاص داشته باشیم می‌توانیم بگوییم که ما نسبت به آن موضوع علم داریم؟ آیا صرف اطلاع و آگاهی اولیه برای نیل به حقیقت علم کفایت می‌کند؟ برای مثال من می‌دانم که در دانشگاه تبریز مثلا پانزده هزار و هشتصد نفر دانشجو وجود دارد. که در این جا از تعبیر دانستن استفاده می‌شود یعنی من علم دارم. منِ استاد این گزاره را در کلاس به دانشجوها می گویم و این یک اطلاعات است. هر گزاره‌ای که در یک چارچوب علمی و به اصطلاح آکادمیک گفته می‌شود، به معنای علم نیست بلکه یک شرط اساسی و اولیه وجود دارد و آن این است که اطلاعات و آگاهی‌ها صحیح باشد. یعنی چه؟ یعنی این‌ها باید کاشفیت از واقعیت داشته باشند. یعنی موقعی می‌تواند علم حساب شود که این اطلاعات و آگاهی هایی که من می‌گویم و مخاطب می‌شنود، کاشف از واقعیت باشد. مثلا طبق مثالی که عرض کردم  تعداد پانزده هزارو هشتصد نفر دانشجو داده و اطلاعات است. حالا اگر واقعیت امر غیر از این باشد و تعداد نزدیک سی هزار نفر باشد، پس این نه تنها علم نبود بلکه جهل بود.

داور کرسی آزاد اندیشی با بیان این سوال که آیا گزاره هایی که در کتاب‌های رشته‌های مختلف به ما گفته می‌شود، علم محسوب می‌شود با پاسخ به سوال خود مطرح کردند: البته این سوال به این معنا نیست که لزوما هیچ کدام از آن‌ها علم نیست. چه قدر از دانشجوهای ما این نگاه را دارند که همین‌هایی که در کتاب‌ها گفته می‌شود علم است؟ هویت علم در نظام آکادمیک باید همراه با نقادی باشد وگرنه در ورطه اطلاعات می‌افتیم یعنی اطلاعات داریم و دلمان خوش است که علم داریم درحالی که علم نیست. اگر بپذیرم که علم لزوما مساوی با اطلاعات و آگاهی‌هایی که در چارچوب آکادمیک در کتاب‌ها گفته می‌شود نیست، این سوال برایمان مطرح می‌شود که از کجا بفهمم که آن اطلاعاتی که آن استاد بزرگوار در چارچوب آکادمیک می‌دهد علم هست یا نیست؟ معیار و ملاک علم بودن چه چیزی است؟ در خیلی از رشته‌های دانشگاهی ما به خصوص علوم انسانی، خیلی از ما اهل علم در قلمرو علوم انسانی گرفتار این نگاه سطحی هستیم و اصلا به این سنخ از پرسش‌ها توجهی نداریم و اصلا به این‌ها ورود پیدا نمی‌کنیم. در نظام رایج آکادمیک یک فضای بسیار سنگینی، نرده‌ها و پنجره‌های فولادی تنیده شده که اصلا اجازه نمی‌دهد یک لحظه از این زندان خارج بشوی و این را مورد پرسش قرار بدهی. کسانی هم که چنین تلاشی را بکنند باید آماده باشند که برچسب‌های مختلفی به آن ها زده شود.

ایشان در ادامه افزودند: تئوری رایجی که در علوم انسانی سایه انداخته است، عمدتا نگاه پوزیتیویستی است. اگر به سوال علم چیست برگردیم، علم آن چیزی است که طول تجربه و آزمایش در آمده باشد که مصادیق آن چارچوب بندی شده است مثلا در روانشناسی شیوه پرسشنامه است. آیا واقعا این طوری است؟ کجا گفته شده که ملاک و معیار علم تجربه است؟ این دیدگاه پوزیتیویستی ساده در غرب خیلی وقت است که کنار گذاشته شده است ولی متاسفانه در بعضی از فضاهای علوم انسانی ما همین مبنا حاکم است. تا زمانی که این خودآگاهی‌ها حاصل نشود ما به حقیقت علم در اسلام و آداب علم آموزی در اسلام آن طور که شایسته است نمی‌توانیم وارد بشویم. پس ما باید یک بازپرسش و باز اندیشی بکنیم که هویت علم چیست؟ آن کسی که علم را فقط از دریچه تنگ و تاریک تجربه  می‌نگرد متحجر است. هر چیزی محدوده و قلمرویی دارد و مشکل این است به تجربه محدود و منحصر کنند. اگر ما از این زندان تنگ و تاریک محدوده تجربه بیرون آمدیم آن وقت می‌توانیم بپرسیم که علم چه چیزی است؟ حقیقت علم چیست؟  ما وقتی می‌توانیم ادعای علم داشته باشیم که به یک واقعیتی رسیده باشیم. واقعیت چیست؟ واقعیت چیزی است که من فکر می‌کنم؟ ما با یک دریای بی‌کران واقعیت مواجه هستیم؛ اگر شما پذیرفتید که واقعیت خیلی ژرف‌تر آن چیزی است که فقط از دریچه تنگ تجربه بخواهد برایمان حاصل شود آن وقت نگاه به علم هم تصحیح می‌شود. واقعیت فقط آن چیزی نیست که ما تجربه می‌کنیم. اگر از این زاویه نگاه کنیم، حقیقت علم کشف واقعیت در هر مکان و هر قلمرویی با چارچوب و روش خاص خودش است. اگر از محدوده علم زدگی بیرون بیاییم این حدیث امام صادق(ع)که می‌فرمایند: «أَلْعِلْمُ نُورٌ یقْذِفُهُ اللّه فِی قَلْبِ مَنْ یشآء»، قابل توصیف و توضیح است. علاوه بر علم انسان قلب دارد نه این قلب گوشتی داخل قفسه سینه. علم نوری است که داخل قلب انسان افکنده می‌شود اثرش چه چیزی است؟ آن حقایق را برای من آشکار می‌کند.

علم به یک معنا تمام هویت انسان است اما کدام علم، علمی که حصارها را بشکند. اگر این گونه نگاه کنیم اسلام اول تا آخر حرفش علم است.


  • image_2019_5_18-0_9_26_134_LGu
  • image_2019_5_18-0_9_26_488_9WM
  • photo_2019-05-24_04-07-07

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.