دهمین نشست طریق سعادت برگزار شد/ “بزرگداشت علامه امینی”

دهمین نشست طریق سعادت برگزار شد/ “بزرگداشت علامه امینی”

به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز؛

دهمین نشست از سلسله نشست های طریق سعادت، امسال با عنوان بزرگداشت علامه امینی، مولف کتاب الغدیر، در تالار وحدت دانشگاه تبریز، جمعه ۹ آذرماه ۱۳۹۷ در ساعت ۱۵:۰۰ بعدازظهر با حضور پرشور دانشجویان، مسئولان و ائمه‌جمعه استان برگزار شد.

در این همایش ابتدا نمایشی از زندگی نامه‌ی عالم عامل، علامه امینی، توسط گروه تئاتر بسیج دانشجویی اجرا شد. سپس مجری از حاج ولی الله کلامی برای سرودن اشعار خود دعوت کردن تا به روی سن تشریف بیاورند.

در ادامه بخشی از اشعار حاج ولی الله کلامی را میخوانیم:

این شیخ خانه بر دوش از عشق بود مدهوش

هرگز مباد یادش در قلب ما فراموش

سنگر نشین حق بود این عالم کفن پوش

رزمش برای قرآن عزمش علی گزینی است، علامه‌ی امینی است

در جمع ما اگر بود امروز آن حق اندیش

میخواند هر گروهی او را مدافع خویش

نوشم نی برادر رو شیعه را مزن نیش

علامه نه یساری، علامه نه یمینی است

علامه‌ی امینی است

نازم بر احتشامش آزادگی مرامش

حب الحسین راهش عبدالحسین نامش

روزی که مهدی آید ریزد عسل به کامش

این فیض مهدوی بر فرزانگان دینی است علامه امینی است.

در ادامه‌ی همایش آیت الله العظمی محمد حسینی زنجانی، روحانی مجتهد و از مراجع تقلید شیعه برای حضار به ایراد سخنرانی پرداختند. متن کامل سخنرانی را در ادامه می‌خوانید:

در این جمع فرهیخته بسیار خوشحالم که لحظاتی اوقات شریف را می‌گیرم در رابطه با علامه امینی که به تمام شیعیان عالم تشیع ایشان حق دارند عالم ربانی به تمام کلمه است؛ ما در سایه‌ی بزرگداشت این بزرگوار که این جمع در اینجا جمع شده اند، وقتی حالات بزرگان را بررسی کنیم، رحمت الهی در آن جلسه ریزش میکند.

در سایه‌ی این عالمان ربانی که حق بر تمام گردن شیعه دارند در مورد مکتبی که این عزیزان طی کردند و آن مکتب توحیدی بود توضیحاتی را عرض کنم که این بزرگواران الگوی راه ما هستند که ما بتوانیم راه صحیح را که “اهدناالصراط المستقیم” را در رابطه با معرفت الله در رابطه با راه شناسی این مسئله را بررسی کنیم و ببینیم این بزرگواران راه توحید را چگونه پیموده‌اند. یک توضیح مختصری بدهم و بعد وارد بحث اصلی بشوم.

آن نکته عبارت از این منظور از توحید یعنی یکی دانستن و یکی شدن، اما در قاموس انبیا، توحید رهیدن از چندگانگی است؛ یعنی انسان باطنش به یک طرف توجه پیدا کند و آن عبارت است از خدا. یعنی حقیقتی به غیر از خدا نیست و کمال هم در رابطه حقیقت مطلق توجیه میشود و لذا ما باید در رابطه با توحید ببینیم که قرآن جهان‌بینی که ارائه میکند بر چه اساسی مستحب است.

پس توحید به معنای لغوی یعنی یکی دانستن و یکی شدن اما در قاموس انبیا یک نوع رهایی است، آزادی معنوی است. انسان از خودش بیرون بیاید مگر خودش چه چیزی دارد که از آن بیرون بیاید؟

البته با الهام از قرآن مجید و معارف اهل بیت علما این موضوع را برای خود حل کرده‌اند. اگر در قرآن دقت کنید، در قرآن به مسئله‌ای بسیار تاکید شده است؛ حق مطلق خداست اما ما باید بدانیم که چگونه به این حق مطلق میرسیم از چه راهی؟

قرآن در منظومه‌ی جهان‌بینی یک نکته‌هایی را گفته و کدهایی به ما داده است که باید توجه کنیم. یکی عبارت است از شیطان و نکته‌ی دیگری هم که قرآن روی سعادت بشری و راه توحید مطرح میکند، امتحان است. این دو مسئله اگر برای انسان جا بیفتد و متوجه بشوند مسیر توحید را پیدا میکنند.

در قرآن، در رابطه با شیطان خدای متعال اینگونه میفرمایند: این شیطان چیست که ما باید به او دقت کنیم؟ شیطان دو بحث دارد؛ یک بحث درباره‌ی این است که آیا شیطان وجود دارد که به اصطلاح در رابطه با وجود شیطان است و بحث دوم عبارت است از راه شیطان. خدای متعال در قرآن اینگونه میفرمایند که دشمن آشکار شما عبارت از شیطان است آیا ما از شما عهد نگرفتیم؟

 مراد از عهد در اینجا آنطوریکه علامه طباطبایی میگوید، یعنی همان سفارشاتی که از زبان انبیا به ما شده، از آن تعبیر به عهد و پیمان میکند. یعنی انبیا آمده‌اند و به شما داستان شیطان را بازگو کردند که اولا شیطان یک حقیقتی است و راه شیطان را قرآن برای ما و انبیا ترسیم نموده است.

پس شیطان دو بحث دارد: یک بحث اصل وجود شیطان است که آیا شیطان است که هست. دومی راه شیطان چگونه است که انسان از آن پرهیز کند. خدای متعال حقایقی را در قرآن مطرح میکند که انسان هنوز با علم نتوانسته است به آن برسد. خدای متعال در قرآن میفرمایند که هدف از خلقت عبودیت است. انبیای الهی متصل به علم لایتنهی الهی هستند. یعنی ما برداشت ظاهری نداریم. انبیا ما را با ملکوت این عالم ارتباط میدهند. خوب اگر ما شیطان را یک موجود افسانه‌ای بدانیم مسلما راه توحید را نمیتوانیم برویم. پس این شیطانی که قرآن مطرح میکند از طایفه اجنه است و جن هم که تا بحال ما نتوانسته‌ایم ماهیتش را مشخص کنیم. پس راهی که انبیا به ما ارائه میدهند، مافوق علم است تا به امروز با این همه پیشرفتی که علم دارد، هنوز وجود جن را نتوانسته‌اند اثبات کنند. در قرآن وجود شیطان مطرح میشود و در روایات پیامبر اکرم(ص) به ما میفرمایند: این شیطان با ما هم خانه است.

اینکه می‌بینید مسئله‎‌ی شیطان مطرح میشود در جهان بینی توحیدی یک اصل است ما باید این اصل را باور کنیم. حالا چرا شیطان به وجود می‌آید؟ برای اینکه یک اصل دیگر هم در قرآن مطرح میشود و آن عبارت است از امتحان. در آیه‌ی شریفه سوره‌ی عنکبوت میفرمایند: آیا مردم فکر میکنند که همین که گفتند ایمان آوردیم ما به این گفتن شما بسنده میکنیم بلکه شما باید امتحان بدهید تا اینکه کسانی که صادقند از کسانی که دروغ میگویند معلوم شوند. علم خدا چیست؟ علامه در اینجا میفرماید که مراد از علم یعنی بوسیله امتحان آثار صدق و کذب در عمل ظاهر میشود. مثلا در سختی‌ها ما که ادعا داریم، ایمان زاینده‌ی صبر است آیا صبر هم داریم؟ یا در مسائل حوادثی که پیش می‌آید توکل به خدا داریم؟ نشانه‌ی صدق و کذب همان علم خداست. یا اینکه مراد از علم خدا یعنی اینکه علم ذاتی خدا محقق نمیشود و عینیت پیدا نمیکند مگر اینکه انسان‌ها امتحان بدهند به این معنا که باطن و جوهره‌شان رو بیاید و اینکه ایمان واقعی دارد یا نه، مشخص بشود. مراد از علم ظهور آثار است. پس امتحان هم در جهان‌بینی توحیدی یک اصل است.

اگر امتحان عبارت است از اصولی که بشر بخواهد به تکامل برسد باید از این مسیر، مسیر را طی کند و به کمال  معنوی برسد اگر در این مسیر خدا را پذیرفتیم، حقیقت مطلق خداست پس کمال مطلق هم باید در سایه‌ی این حقیقت مطلق معنا شود. یعنی به خدا رسیدن هدف غایی کل خلقت است و هدف غایی که برای انسان‌ها ترسیم شده، انسانی است که مسیر توحید را میخواهد پیش برود، این افراد نیازمند چه ابزاری هستند؟ باید امتحان شود؛ امتحان هم میسر نمی‌شود مگر یک دوگانگی ایجاد بشود، یک عاملی باشد که استعدادهای درونی ما شکوفا بشود. آن هم در درون ماست که عبارت از اینکه آیا ما باید به راه راست هدایت شویم، باید یک عاملی باشد که ما راه را انتخاب کنیم انتخاب ما وجود شیطان را توجیه میکند. توحیدی که انبیا و اولیای الهی میگویند با توحیدی که در مکاتب دیگر است خیلی فرق میکند. قرآن توحید را بر اساس امتحان و براساس اینکه اصل امتحان این است که باید شیطانی باشد تعریف میکند. علامه‌ی طباطبایی در تفسیر شریف المیزان از ایشان سوال میپرسند که فلسفه‌ی وجودی شیطان چیست؟

ایشان میفرمایند: اگر شیطان نباشد، کل خلقت باطل میشود، بهشت و جهنم، بعثت انبیا باطل میشود. ما چون در مسیر امتحان هستیم پس باید شیطان هم باشد. اگر مسیر بخواهیم در مسیر توحید حرکت کنیم لوازم این مسیر این است که باید امتحان شویم. این امتحان‌ها لازمه‌اش این است که دو راه باشد تا ما بتوانیم انتخاب کنیم یک راه هدایت باشد و یک راه ضلالت. ضلالت مسیرش از مسیر شیطان می‌آید و فلسفه وجودی شیطان از دیدگاه قرآن به نکته متکی است. پس ما شیطان را شناختیم مسیر را باید بشناسیم. بحث از شیطان بحث از معرفت نفس است؛ یعنی خود شناسی، نفسانیت انسان. شیطان چه وقت در انسان مظهریت پیدا میکند و به چه عواملی متکی است؟پیامبر(ص) میفرمایند: همان‌طور که خون در بدن شما جریان دارد شیطان هم نفوذ دارد. در مقابل نفوذ شیطان ما باید چطور آمادگی پیدا کنیم، راه و مسیر توحید را سالم برویم و این امکان ندارد مگر بنا به فرموده‌ی پیامبر عظیم الشان به دو استوانه‌ای که برای ما گذاشته محکم بچسبیم. راه توحید صحیح را جز در قرآن و معارف اهل بیت نمیتوانید پیدا کنید. چون در هر رتبه معرفتی که انسان پیش برود شیطان هم در آن رتبه‌ی معرفتی در کنار انسان‌ها است و لذا درشیطان شناسی معرفت نفس خود را باید بشناسیم. دقت کنید در دعای عرفه‌ی آقا اباعبدالله این نکته آمده است: “اللهم اکشف کربتی و استر عورتی و اغفرلی خطیئتی و اخسأ شیطانی” خدایا شیطان من را از من دور کن برای رفتن در راه توحید واقعی باید شیطان را بشناسیم. شیطان شناسی یعنی خود را بشناسیم به چه چیزی حساسیت داریم به پول، مقام، علم. به هر درجه و مرتبه‌ای برسید در آن درجه و مرتبه هم شیطان است؛ چرا؟ چون باید امتحان بشوید. بهشت را مفت و رایگان نمی‌دهند به بهانه نمیدهند به بها میدهند. پس برای اینکه ما بهشتی شویم، باید خودشناس باشیم. یعنی شیطان را بشناسیم. شیطان را بشناسیم مسیر راه را شناخته‌ایم. اینکه گفته شده مسیر عبودیت را بدون راهنما طی کردن باعث گمراهی میشود علتش این است که هر چقدر پیش برویم به همان اندازه هم باید امتحان بدهیم. خود امتحان یکی از اصول جهان‌بینی قرآن است؛ تمام انسان‌ها باید امتحان شوند. از انسان‌های بزرگ تا انسانهای معمولی.

البته یک روایتی است که این مسئله را بیشتر توضیح میدهد که این روایت از اهل سنت به ما رسیده است پیامبر بزرگوار هر شبی به منزل یکی از همسرانشان تشریف میبردند در یکی از روزها برخلاف همیشه به خانه عایشه رفتند. پیغمبر کار داشتند به حجره عایشه رفتند. بعد از اتمام کارشان از حجره‌ی عایشه بیرون آمدند/عایشه ناراحت شد و به دنبال پیغمبر رفت.پیامبر فرمودند:آیا شیطانت به سراغت آمده است؟ گفت:مگر ما شیطان داریم؟ گفتند: بلی همه‌ی ما شیطان داریم. گفت: شماهم شیطان دارید؟ فرمودند: بله. اما به اذن الله مغلوب است.

پس در همه‌ی رتبه‌های توحید ما باید راه را به خوبی بشناسیم. راه هم جز مسیری که خود پیامبر برای ما معین فرموده‌اند که عبارت است از قرآن و عترت. این دو کانون ما را به توحید واقعی میرساند. آن توصیه‌ای که من میخواهم بکنم با الهام از فرمایشات علامه‌ی امینی رضوان الله علیه  و دیگر بزرگان این است که معارف اهل بیت در جامعه شیعه غریب افتاده است. البته من نمیگویم کسی سراغ فلسفه نرود، اما چون راه انبیا و راه قرآن یک راه ویژه‌ای است و متکی به عقل است و از راه ویژه‌ای این بزرگواران راه را برای ما نشان دادند و خدا را اثبات کردند. برهان در اصطلاح قرآن یعنی دلیل. در اصل وجود خدا بحث نمیکنیم، بلکه در توحید بحث میکنیم. اکنون توحید چیست؟ توحید ظاهری و عمومی داریم. علامه طباطبایی در تفسیر سوره‌ی علق این‌گونه میگویند که شرکی که در جزیره‌ی عرب بوده شرک ربوبی است نه ذاتی. توحید در خالقیت را قبول داشتند. شرکی که پیامبر با آن مبارزه میکردند شرک ربوبی است نه شرک ذاتی. این‌ها معارف قرآن است که اگر این‌ها را از خود قرآن و روایات اهل بیت بگیریم، راه صحیح انبیاء و علمای ربانی را یاد گرفتیم.

عمده نکته‌ای که میخواهم ذکر کنم این است حالات بزرگان را مطالعه کنید؛ چون همت آفرین است و در انسان انگیزه ایجاد میکند. علامه امینی شخصیت بسیار بزرگواری است و بر گردن ما حق دارد یکی از حالات ایشان که باید یاد گرفت این نکته است که: دکتر عبدالهادی فضلی که در رابطه با ایشان یک مقاله‌ای داشتند در آن مقاله میگویند که علامه امینی در آخرین لحظات به این دعا متوسل بودند: خدایا من درآستانه‌ی عروج و در آستانه‌ی چشیدن سختی‌های مرگ هستم. این راهی است که به ما نشان دادند. علامه امینی در اخرین لحظات خود با خدا مناجات میکند. روح توحید این است خدا را یافتن یعنی این. علامه این دعا را تکرار می‌کردند “اللهم هذه سکرات الموت قد حلّت فاقبل الیّ بوجهک الکریم، و اعنّی علی نفسی بما تعین به الصالحین علی انفسهم” خدایا کمک کن با آن کرامتی که تو داری “کریم یعنی کسی که چیزی داده است ولی دیگر آن را به زبان نمی آورد” علامه می‌گوید خدایا با آن وجه کریمت با من رفتار کن و به من کمک کن به آن نحوی که به صالحین از بندگانت کمک کردی که روحشان از این دنیا پرواز کند مرا آن‌گونه یاری کن. در این آخرین لحظات خود آنقدر این کلمات را تکرار کرد که روحش پرواز کرد. توحید واقعی عبارت از این است که راهی برای خدا باز شده است. حالات این بزرگان را مطالعه کنید تا راه آن‌ها را یاد بگیرید. آن راه بنا بر سفارش پیامبر قرآن و اهل بیت است. دو نفر از اهل سنت خدمت امام باقر(ع) میرسند؛ بحث میشود. در رابطه با توحید مطالبی میگویند که ایشان تعجب میکند. امام باقر(ع) میفرمایند: توحید واقعی نزد ماست. کسی بدون ما نمیتواند به توحید برسد. قرآن را باید چطور مطالعه کنیم تا حقیقت آن بر ما آشکار شود. قاعده‌اش این است که ترتیب تنزیلی را رعایت کنیم. ترتیب تنزیلی به روایت امام صادق(ع) اینگونه است: اولین سوره‌ی نازل شده برای پیامبر سوره‌ی علق است و آخرین سوره، سوره‌ی مائده است. پس اگر به این ترتیب قرآن را بخوانیم حقایق قرآن بر ما آشکار میشود.

  • photo_2018-11-30_21-11-20
  • photo_2018-12-01_13-25-07
  • photo_2018-11-30_21-11-26
  • photo_2018-11-30_21-11-23
  • photo_2018-12-01_13-25-06
  • photo_2018-12-01_13-25-04
  • photo_2018-11-30_21-11-41
  • image_2018_11_28-19_41_21_556_kM3
  • photo_2018-12-01_13-25-09

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو + 15 =