سردار دربندی از قول یکی از رزمنده ها: سلام من را به امام برسانید؛ بگویید شیارکوه لرزید اما دل انشایی نلرزید…

به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز؛
همایش اختتامیه راهیان نور با عنوان پرتویی از سرزمین نور، سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت در مسجد دانشگاه تبریز با حضور دانشجویان مشتاق راه شهدا برگزار شد. در این مراسم سردار دربندی در ابتدای برنامه با گفتن خاطره هایی از زمان جنگ و رشادت های سربازان اسلام، فضایی معنوی بین دانشجویان ایجاد کردند و سپس گروه رادیو زنده مرکز هنری رسانه‌ای افق با اجرایی هنرمندانه کار خود را به پایان رساندند و در قسمت انتهایی برنامه نیز مراسم مداحی با نوای کربلایی رضا جلیلی برگزار شد.
در ادامه بخش هایی از سخنان سردار دربندی را می آوریم:
شما دانشجویان از سفر حج آمدید، شمابه جای اینکه احرام رو به تن ببندید، احرام دل بستید. بدانید که کربلای ایران کم از کم کعبه و مکه نیست. حضرت آقا فرمودند در شلمچه ملائکه الهی به زمین می‌آیند و بال های خود ا به خاک شلمچه متبرک میکنند و سپس به آسمان میروند. و همه مان هم میدانیم که حضرت آقا هیچ حرفی را بی حساب و کتاب نمیزند. زمانی بود که ما وابسته های نظامی سفارت خانه های را به مناطق عملیاتی میبردیم از طلائیه و دهلاویه گرفته تا چذابه.ما برای این مهمان ها یک رزم شبانه ترتیب دادیم و از فشنگ های واقعی استفاده میکردیم؛ این در حالی بود که این افراد در دوران آموزش نظامی خود همیشه از فشنگ های مشقی استفاده میکردند و تا حالا چنین حجمی از انفجار و گلوله را ندیده بودند. چند نفر از آنها به من پیامی دادند. یکی از کلنل ها گفته بود: ما در کشور خودمان یکبار هم از فشنگ جنگی استفاده نمیکنیم، شما این همه فشنگ استفاده کردید و دانش آموزان و دانشجویان شما گفتند و خندیدند و اهمیت ندادند. من به شما تضمین میکنم اگر روحیه جوانان شما این است هیچ وقت در جنگ های نظامی هیچ کس بر شما پیروز نخواهد شد. فرد دیگری بود که گفت ما اینجا آمدیم و حال ما واقعا عوض شد!
سردار دربندی با ذکر تفاوت تفاوت جنگ های معمول دنیا و هشت سال دفاع مقدس خاطر نشان کردند: ذات همه ی جنگ ها یکی است. مجروحیت، اسارت، کشتن و … . همین جنگ خودمان. در جنگ جهانی کشورها تکه تکه شدند و کشته ها دادند. یک حلقه آتش ما را فراگرفته است. همه این امنیت مدیون خون شهداست. شما به مرز میروید دست به سیم خاردار میزنید در مرز و برمیگردید؛ همه اینها نتیجه کار شهداست؛ جنگ برای خدا. ما برای کشورگشایی و پر کردن جیب افراد (همان کارخانه های اسلحه سازی و کارتل های بزرگ و …) نجنگیدیم. ما برای امام حسین (ع) و ارزش های روز عاشورا جنگ کردیم؛ برای اسلام و زنده نگه داشتن آن به پیکار رفتیم؛ برای مبارزه با ظلم. رمز ماندگاری ما همین تشابه با روز عاشوراست.
ایشان در ادامه افزودند: ای افرادی که پرچم کشورتان با آرم جلاله را به آتش میکشید، خاک بر سرتان. شما میگویید جانم فدای ایران و درست برعکس همین کار را میکنید. جان مردم ایران را به خطر می‌اندازید. فداکاری باید باشد، فقط شعار نیست. یکی از رزمنده ها در شرایط سختی گیر کرده بود و دشمن از هر جهت نزدیک میشد و در محاصره سختی قرار داشت و هیچ کدام از رزمنده ها زنده نمانده بود. به توپخانه بیسیم زد که این گرا را بزنید. آنها یک محاسباتی کردند و دیدند که او گرای خودش را میدهد و گفتند تو که اینجا هستید و او با پافشاری توپخانه را متقاعد کرد. در آخر گفت: سلام من را به امام برسانید؛ بگویید شیارکوه لرزید اما دل انشایی نلرزید… .
سردار شهدای گمنام را نیز فراموش نکرده و خاطره‌ای از آنها گفتند که به این شرح است: پیکر شهدای گمنام را آوردند، دختر خانمی آمد و پیکر پدرم این است؟ به عکاس و فیلم بردار گفت که بیاید از این قنداق و من با هم عکس بگیرید. عکسی داشت و آن را بیرون آورد و نشان داد. گفت این عکس من و پدرم است زمانی که من نوزاد بودم، حالا من میخواهم با پدر عکس بگیرم. این در حالی بود که پدر او یک قنداق بود و چند استخوان. شما خودتان شهدا را میبینید. دانشگاه تبریز مدفن شهدای گمنام است. کسی اینها را نمیشناسد. با اینکه گمنامند ولی از همه ما مشهورتر شناخته شده ترند. این خاصیت شهدای گمنام است که دل ها را تسخیر میکنند.

  • photo_2018-05-16_02-04-12
  • photo_2018-05-16_02-04-13
  • photo_2018-05-16_02-04-14
  • photo_2018-05-16_02-04-15

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − شش =