پنج شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸

  • کانال آپارات
  • دفتر حقظ و نشر آثار آیت الله خامنه ای
  • کانال سزوش بسیج
  • دانشگاه تبریز
  • سازمان بسیج دانشجویی

در کرسی آزاداندیشی سبک زندگی اسلامی مطرح شد: “هرچیزی که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می شود سبک زندگی اسلامی نیست. خیلی از برنامه ها کپی برداری از برنامه های غربی است”

به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز؛

کرسی آزاد اندیشی  با موضوع “سبک زندگی  به گستره وجود انسان” سه شنبه ۱۰ اردیبهشت با حضور حجت الاسلام والمسلمین فرازی و جمعی از دانشجویان در آمفی تئاتر شهید موحد دانشکده حقوق و علوم اجتماعی برگزارشد.

در ابتدا از دانشجویانی که قبلا ثبت نام کرده بودند دعوت شد تا به روی سن تشریف ببرند و نظرات خود را در مدت پنج دقیقه بیان کنند.

دانشجوی اول: اگر بخواهیم سبک زندگی را به طور کلی و اجمالی بررسی کنیم دو نوع بدبینانه و خوش‌بینانه داریم فرهنگ امروز غرب به سمتی رفته است که به ارزش هایی که قبلا وجود داشته است  و امروز وجود ندارد بدبین شده است. اگر بخواهیم یک مثالی از دیگر جوامع اسلامی یا یهودی یا مسیحی بزنیم این‌ها یک فانوسی در دستشان هست که با آن راهشان را می‌بینند و یک فانوسی هم در دور دست‌ها وجود دارد که می‌توانند هدفشان را ببینند و به آن برسند ولی در جوامع غربی چنین چیزی وجود ندارد و می گویند که  یک فانوس در دست ما هست و ما می توانیم با آن به هر جایی برویم. سبک های زندگی چه اسلامی و چه غیر اسلامی درون فرهنگ  در رابطه با محیط، خانواده ، دوستان و آشنایان شکل می گیرد.

وقتی بحث محیط مطرح می‌شود مفهوم  آزادی به طور بارز خودش را نشان می‌دهد به این معنا که ما می‌دانیم اومانیسم یا انسان گرایی از ایتالیا شروع شد به این شکل که دانشمندان ایتالیایی و هنرمندان، کسانی که از قرون وسطی و دادگاه تفتیش عقاید و نظریات خشک مذهبی خسته شده بودند، آرام آرام دیدند که آثاری از سازه‌های تمدن روم به جای مانده است و گفتند که ما هم می‌خواهیم به آن دوران برسیم و گفتند که ما باید فکرهایمان را هم تغییر بدهیم یعنی با کلیسا ما به جایی نخواهیم رسید. پس مفهوم آزادی به شکل تازه‌ای وارد جوامع روستایی شد یعنی انسان آزاد هست که هر کاری را انجام بدهد محور هستی انسان هست. خدا یا وجود ندارد یا اگر وجود داشته باشد فقط در کلیسا مطرح است و نباید در زندگی دخالت داشته باشد. در رابطه با خانواده، انواع خانواده مطرح شد یعنی خانواده تا رنسانس و بعد از آن انقلاب صنعتی به یک شکل بود پس از آن خانواده مفاهیم متعددی را در برگرفت که حتی ازدواج با حیوانات که امروزه هم وجود دارد آن را به صورت رسمی درآوردند یعنی این‌جا مفهوم خانواده تغییر پیدا کرد . در رابطه با دوستان و غیرآشنایان بیگانه در جامعه مفهوم عدالت به وجود آمد. عدالت به هر معنی هم که باشد به گفته خودشان چه در جوامع غربی و چه در جوامع شرقی مفهوم عدالت محورش انسان است. حتی یکی از دانشمندان خودشان به نام راسل در جهانی که من میبینم می‌گوید که در جوامعه غربی یعنی مارکسیست و کاپتالیست هستند این ها هر کدام با همه تفاوت‌هایی که درشان وجود دارد، مفهوم خداپرستی را کنار گذاشتند و اعتقاد به اصالت ماده دارند.

مهمترین چیزی که می توان در این سه جامعه یعنی اسلامی، کاپیتالیسمی و سوسیالیستی بررسی کرد این است که  هدف فقط در جامعه اسلامی وجود دارد.

دانشجوی دوم: موضوع کرسی که سبک زندگی به گستره وجود انسان هست ابتدا ما را به سوال می‌رساند که سبک زندگی چگونه هست که به اندازه وسعت وجودی انسان حرفی برای گفتن دارد یعنی ما وجود انسان را چه از لحاظ جسمانی و چه از لحاظ روحانی پیچیده می‌دانیم و تا این جا که علم پیشرفت کرده تا آن حد نتوانسته انسان را حتی از لحاظ فیزیکی به آن صورت که هست بشناسند. هر روز علم‌ها و ابعاد جدیدی از انسان کشف می‌شود و خودشان هم اذعان می‌کنند که نتوانسته‌اند به آن صورت ‌کامل انسان را بشناسند.

سبک زندگی یک سبک و قائده هایی برای زندگی انسان هست یعنی انسان که موجود پیچیده‌ای هست و قواعدی که انسان را در برمی‌گیرد و رفتار و اعمال و کنش‌هایش را براساس آن تنظیم می‌شود  به همین صورت باید پیچیدگی‌های خاص خودش را داشته باشد. با توجه به منابع موجود، سبک زندگی را می توان از ابعاد کلانتر تا ابعاد خردتر بررسی کرد. از ابعاد کلان‌تر مسائل اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، قضائی و تعلیم و تربیت تا در ابعاد خردتر بحث‌هایی مثل آداب غذا خوردن تا نحوه پوشش و خوابیدن و اعمال ریزتر مثل استحمام و عطسه کردن، اسلام حرف برای گفتن دارد که این برای خود من سوال بود این‌ها چه تاثیری در زندگی خود انسان دارد. ابتدا این را این طوری بررسی کرده‌ام که سبک زندگی برای انسان هست و برای این که این سبک زندگی تشکیل بشود و برای زندگی انسان تنظیم بشود که به تاثیرات آن اشاره خواهم کرد که علم به یک سری تاثیرات آن رسیده است که این طور غذا خوردن و لباس پوشیدن این آثار را دارد ولی علم به یک سری آثار آن هم نرسیده است که چه بسا در آینده به آن برسد.

این سبک زندگی از چه ریشه و پایه‌هایی نشئت می‌گیرد خوب هر نظام فکری که در جهان هست براساس یک سری مولفه‌ها و تفکراتی که نشئت گرفته از معرفت شناسی، هستی شناسی و خداشناسی است، شکل گرفته است و هر نظامی که هست می‌خواهد یک نوع سبکی را برای زندگی بشریت ارئه بدهد. اگر این سبک پذیرفته شود نظام فکری به بقای خودش ادامه می‌دهد و وقتی پذیرفته نشود و ضعفی داشته باشد دچار نقصان می‌شود.

سبک زندگی برای انسان هست ابتدا ما باید یک دیدی از انسان داشته باشیم که این انسان چه نوع موجودی هست آیا صرفا یک ابعاد جسمی و غرایزی دارد یا در کنار آن ابعاد والاتری و روحانی هم دارد که باید در این سبک زندگی لحاظ بشود. تفاوت دو تا جهان بینی هست که به انسان و بر اساس همین نگاه به انسان این سبک زندگی عوض می شود.

حجت الاسلام والمسلمین فرازی: مطلب اول در مورد تعریف سبک زندگی است که واضح است. سبک زندگی به معنای شیوه‌ی زیستن، به معنای رفتار فردی و اجتماعی است. خود زندگی یعنی حیات برای ما مشخص است اما سبک زندگی همانی که ما در معارف اسلامی چیزی به نام سیره و سبک و شیوه داریم و تمامی این‌ها را تقریبا یک معنا را می‌رساند. نکته‌ای که  باید به آن اشاره کنیم این است که سیره یا سبک یک رفتار انفرادی نیست. مثلا دانشجویان معمولا این شکلی لباس می‌پوشند، معمولا این زمان می‌خوابند و این طوری رفتار می‌کنند به این شیوه و سبک زندگی می‌گویند.

مطلب دوم: این سبک زندگی لزوما یک بحث مذهبی و توحیدی و اسلامی و معنوی نیست حتی ما قائل به مباحث مذهبی و اسلامی هم نباشیم ولی بخواهیم راحت زندگی کنیم حتی به خاطر این باید از سبک زندگی غافل نباشیم.

مطلب سوم: اصلا بحث سبک زندگی از کجا شکل می‌گیرد؟ چه چیزی باعث می شود که ما برای زندگی‌مان یک سبک مشخصی انتخاب بکنیم و این شیوه‌ی زندگی ما از کجا نشئت می‌گیرد؟ چه اموری باعث شکل گرفتن این رفتار می‌شود؟

مطلب چهارم: آن زندگی است که اسلام تجویز می کند.

اولا در مورد خود سبک زندگی، سبک زندگی مباحث متنوعی دارد. چون سبک زندگی از یک طرف با فرهنگ مرتبط است و بعضی‌ها با فرهنگ اشتباه می‌گیرند یا از یک طرف هم رابطه‌ی این سبک زندگی با علوم انسانی باید مشخص بشود. آنی که ما معمولا مطرح می‌کنیم این است که فرهنگ یا حتی علوم انسانی ناظر به بحث های معرفتی و دانشی است اما سبک زندگی مستقیما با عمل و رفتار و حرکات و با متن زندگی ما سر و کار دارد و به همین خاطر خود مباحث مربوط به سبک زندگی خیلی مفصل است. مثلا مسائل خانواده و ازدواج، نوع مسکن، معماری، نحوه لباس پوشیدن و آرایش، الگوی مصرف و نحوه‌ی کسب و کار یا حتی جزئی‌تر، رفتار با پدر و مادر، استاد، پلیس. تمامی این ها حیطه سبک زندگی را مشخص می‌کند بنابراین خیلی مفصل است.

اما در جواب این سوالی که این سبک زندگی از کجا نشئت می‌گیرد؟

رفتار اجتماعی و سبک زندگی ما تابع تفسیر ما از زندگی است ما نسبت به زندگی چه تفسیری داریم؟ چه ایمانی داریم؟ از این ایمان و عقیده و باور ما سبک زندگی ما هم شکل می‌گیرد. یک نقلی از فرمایشات حضرت علی(ع) هست که می‌فرمایند مواظب افکارت باش که گفتارت می شود، مواظب گفتارت باش که رفتارت می شود، مواظب رفتارت باش که عادتت می شود، مواظب عادتت باش که شخصیتت می‌شود. که می‌توانیم اسم عادت را سبک زندگی بگذاریم و سبک زندگی برای انسان شخصیت ساز است.

همانطور که دوستان هم به آن اشاره کردند، هر ایمان و باور و نگرشی به این عالم داشته باشیم به دنبال آن باید کارهایی را انجام بدهیم و جهان‌بینی غربی‌ها جهان بینی مادی است و جهان بینی ما جهان بینی الهی است. آن‌ها فقط ظاهر این عالم را می‌بینند ولی ما به باطن هم توجه داریم. آن‌ها این گونه نگاه می‌کنند که خدا انسان را خلق کرد و بعد عالم برای خودش می‌چرخد انسان جایگزین خداوند روی زمین شد و یک ابزاری به نام عقل دارد که می تواند به وسیله این ابزار به تمام خواسته‌های خود در این عالم برسد و عالم همینی است که می‌بینیم و هدف انسان در این عالم رسیدن به بیشترین لذات است. این چنین جهان بینی می خواهد شیوه زیستن را به ما یاد بدهد که مقابلش می‌گوییم که جهان‌بینی الهی قرار گرفته است خداوند متعال علاوه برخالق رب است و آن به آن فیض وجودی‌اش شامل افراد می‌شود و یک لحظه این عنایت وجودی قطع شود عدم است. انسان جایگزین خداوند نیست جانشین خداوند است. عالم فقط آن‌چیزی نیست که تو می‌بینی یک سری عوالمی انسان طی کرده است و چه قدر عوالم هم هست که باید به آن برسد. این زندگی دنیا نسبت به بعد و قبل اصلا چیزی نیست. علامه طباطبایی می‌فرمایند که ما ابدیت در پیش داریم. در این نگاه به انسان که هدفش رسیدن به کمال است نه فقط لذات مادی، انسان مقامش خیلی بالا است. با این تفاوت نگاه‌ها سبک زندگی هم تغییر می‌کند.

حجت الاسلام والمسلمین فرازی با اشاره به این کلام رهبری که فرهنگ غرب یک فرهگ مهاجم است بیان کردند:

هر جهان‌بینی آن موقع می‌تواند ارزشش را نسبت به جهان‌بینی‌های دیگر نشان بدهد که سبک زندگی‌اش را توضیح بدهد که ما الان این طور نیستیم این به خاطر هجمه سبک زندگی غربی در سبک زندگی ما است. که همان طور که در بیانات رهبرمعظم انقلاب(مدظله العالی) هم آمده است، سبک زندگی و فرهنگ غربی یک فرهنگ مهاجم است. هرکجا فرهنگ غرب آمده انواع دیگر را نابود کرده است. به طور مثال وارد ترکیه شد خطشان را گرفت، وارد هند شد هم خط و هم زبانشان را گرفت.

اگر با هم مقایسه بکنیم‌ مثلا فرض کنید جهان‌بینی الهی در مقابلش جهان بینی مادی: این خداگرایی و آن انسان گرایی، این جمع‌گرایی و آن فردگرایی، این تقرب الهی و آن کسب لذات دنیوی، این قناعت و صرفه جویی آن اسراف و مصرف گرایی، این ساده زیستی و آن تجمل گرایی، این کاهش سن ازدواج آن افزایش سن ازدواج، این دعوت به تشکیل خانواده آن فردگرایی و زندگی مجردانه است.

ایشان با اشاره به شبکه‌های ماهواره‌ای فرمودند: طبق آمار سال ۹۲ در بیست و چهار ساعت ما سه هزار و ششصد ساعت برنامه فارسی از طریق ماهواره پخش می‌کنند این در حالی است که هزینه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای خیلی زیاد است. چه اتفاقی افتاده است که کشورهای غربی برای بچه‌های ما کارتون درست می‌کنند، سریال و اخبار درست می کنند. غیر از این است که می‌خواهند به غیر سبک زندگی، اصلا بینش افراد را از داخل به هم بزنند؟ ‌مثلا در مورد ازدواج، آمار طلاق در بعضی از شهرها نصف به نصف است.

هرچیزی که از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش می شود سبک زندگی اسلامی نیست. خیلی از برنامه ها کپی برداری از برنامه های غربی است.

چرا این مباحث باید در دانشگاه مطرح شود؟ چون امید غرب در مورد علوم انسانی و سبک زندگی به دانشگاه است. چون می‌خواهد بگوید که اگر ما می‌خواهم سبک زندگی غربی را پمپاژ کنیم راهش از دانشگاه است.

مطلب آخر ما وقتی می‌خواهیم در مورد سبک زندگی اسلامی صحبت کنیم فکر می‌کنند باید برگردیم به ۱۴۰۰ سال قبل، یعنی مثلا از فردا سوار ماشین نشویم، به جای فرش از حصیر استفاده کنیم، ازفردا باید حنا بگذاریم، در حالی که این نیست. یا مثلا وقتی از سیره حضرت زهرا(س) صحبت می‌کنیم سیره حضرت زهرا(س) این نیست که مثل خانم ۱۴۰۰سال قبل زندگی کنم. یعنی یک اصولی در زندگی آن ها حاکم بوده است شما آن اصول را بگیر و با شرایط امروز منطبق کن. مثلا اصل ساده زیستی، ساده زیستی آن زمان یک معنا داشت الآن هم یک معنا دارد. مبارزه با اسراف ، اسراف آن موقع یک معنا داشت الآن هم یک معنا دارد.

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوزده − شش =