حوزه انقلابی

۵۷ سال پیش در چنین روزی انقلاب اسلامی اولین شهید خود را تقدیم اسلام کرد. سید یونس رودباری، طلبه‌ای که به همراه بقیه روحانیون انقلابی در مدرسه فیضیه در اعتراض به “انقلابِ سفیدِ” شاهِ خائن، دست به اعتراض زده بودند. جرقه هایی در تاریکی زمان طاغوت که در سال ۵۷ انفجار انقلابی پرشعور و نورانی را رقم زد. نورانی بود چون پشتوانه این حرکت عظیم اسلام بود و پرشعور بود چون یک جریان فکری چند صد ساله این مسئله عمیق سیاسی را پیش بینی و مراحل آن را از منابع غنی اسلام و کلام پیامبر (ص) و امامان معصوم (علیهم السلام) و زحمات بی بدیل زعما و علمای شیعه طرح ریزی کرده بود و این یک حرکت مستمر بود.

همان‌طور که اشاره کردیم اولین حرکت انقلابی از حوزه شروع شد. حوزه ای که به عنوان منبع اندیشه، فکر جامعه شیعه را با مبانی اصیل اسلامی تغذیه میکرد. اما اگر این حوزه انقلابی نبود چه اتفاقی میفتاد؟ مشخض است که تاریکی حکومت آن زمان نیز هم اکنون ادامه داشت. دشمنان کشور ما سعی میکنند تا این تفکر را و این عمل انقلابی را از جامعه اسلامی پاک کنند و تمام توان خود را به کار بسته اند.

انقلابی‌گری چیزی نیست که با گذر زمان از بین برود و سستی گریبانش را بگیرد؛ تمام دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران نیز بسته به این روحیه پرنشاط و جهادگر بوده است، از دانش هسته‌ای که مدیون شهدایِ انقلابیِ هسته‌ایِ هستیم تا موشک های نقطه‌زن‌مان که با تلاش های شبانه روزی شهید تهرانی مقدم و یارانش با اختلاف کمتر از یک متر مقر فرماندهان داعش در دیرالزور را مورد هدف قرار میدهند. بنابراین بنا بر سخنان امام خامنه‌ای (مد ظله العالی): «روح انقلابی، هر چه در ملت زنده‌تر و پویاتر باشد، روح نوآوری و ابتكار و خلاقیت زنده‌تر خواهد بود؛ همچنانی كه خود انقلاب هم یك نوآوری بزرگ بود.»

بهتر است برای روشنگری هرچه بیشتر از سخنان رهبر عزیزمان در دیدار با اعضای مجمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم استفاده کنیم:

«خب، عرض کردیم که طبیعت قم، طبیعت طلّاب، حوزه‌ی علمیه، طبیعت دین است، طبیعت تبلیغ است، طبیعت قناعت است، طبیعت حضور مرجعیت است که مرجعیّت خیلی مهم است؛ اینها همه از خصوصیّات حوزه است و همین موجب میشود که پایه‌ی انقلاب در اینجا محکم بشود. اگرچنانچه ما دیدیم تلاشهایی دارد انجام میگیرد برای اینکه از حوزه‌ی علمیّه‌ی قم انقلاب‌زدایی کنند، باید احساس خطر کنیم. عرض من با شما نمایندگان عزیز طلّاب و فضلا این است: اگر دیدید انقلاب‌زدایی دارد انجام میگیرد باید احساس خطر کنید. خب، احساس خطر کردن کافی نیست، باید به فکر علاج بود؛ علاج هم تدبیر لازم دارد، فکر لازم دارد؛ این اهمیت اجتماع شما را نشان میدهد. باید افراد صاحب فکر بنشینند فکر کنند؛ با کارهای سطحی، با فریاد کشیدن که احیاناً در یک جلسه‌ای آدم داد بکِشد و به یکی اعتراض کند، با این حرفها مسئله درست نمیشود. راه، اینها نیست؛ راه، فکر کردن و اندیشیدن و حکمت‌آمیز برنامه‌ریزی کردن، مجموعه‌های برنامه‌ریزی شده را تهیه کردن و دنبال کردن است؛ بنابراین بینش انقلابی در قم بایستی توسعه پیدا کند، حرکت انقلابی باید توسعه پیدا کند.

خب، مخالفت با انقلاب هم دوجور است: یک‌وقت صریحاً کسانی با انقلاب مخالفت میکنند -که این هم در حوزه وجود دارد، نه اینکه وجود نداشته باشد، ما بی‌اطّلاع نیستیم؛ حالا کسانی هستند صریحاً گوشه‌کنار [مخالفت میکنند]؛ البتّه کم هستند- یک‌وقت هست که نه، صریحاً با انقلاب مخالفت نمیشود، [بلکه] با مبانی و مبادی اعتقادی انقلاب مخالفت میشود؛ روی اینها باید حساس بود. اینکه ملاحظه میکنید بنده مرتب روی مسئله‌ی استکبار تکیه میکنم، روی مسئله‌ی آمریکا تکیه میکنم، [به خاطر] این نیست که از روی عادت، آدم دائم بخواهد یک حرفی را تکرار کند؛ نه، اینها احساس خطر است. اگر نظام اسلامی در قبال نظم منحط جهانی هویت خودش را از دست داد، شکست خواهد خورد؛ اهمیت نظام اسلامی -که میگوییم دنیا را تکان داد این انقلاب- به‌خاطر این است؛ یک چیز جدید آورد.

خب، این چیز جدید، نظام ظالمانه و غیر عادلانه و مبتنیِ بر ظلم و زور و تزویر و مانند اینها را به چالش کشید؛ جمهوری اسلامی، نظام جهانی ظالمانه را به چالش کشید؛ علّت مخالفت با ما هم همین است. [علّت] اینکه با نظام اسلامی مخالفت میشود این است؛ وَالّا اگر چنانچه اسلام غیر سیاسی، اسلامی که کاری به کار این‌وآن ندارد، اگر یک چنین اسلامی حاکم باشد، نه، هیچ اهمیتی هم نمیدهند و مخالفتی هم نمیکنند. شما با آمریکا، با دستگاه استکبار، با صهیونیسم همراه باشید -در کار اقتصادی‌شان، در کارهای سیاسی‌شان، در جهت‌گیری‌هایشان- و مثل آنها فکر کنید، مثل آنها حرف بزنید، مثل آنها مشی کنید، هیچ مخالفتی ندارند؛ اسمتان مسیحی باشد، اسمتان بودایی باشد، اسمتان مسلمان باشد برایشان هیچ اهمیتی ندارد. (بله مرگ که حتماً بر آمریکا، امّا حالا اجازه بدهید صحبت بکنیم.) پس بنابراین، مسئله این است.

شما نگاه کنید به بیانات امام؛ امام، خیلی مرد عمیقی بود، خیلی مرد پُرمغزی بود؛ همین‌که معروف است:

آنچه در آینه جوان بیند         پیر در خشت خام آن بیند

در مورد امام واقعاً صادق بود. آن تحلیلی را که حالا باید جلوی انسان بیاورند، تماشا کند، بخواند، دقّت کند، تا به یک نتیجه‌ی عمقی برسد، این را امام همین‌طور نگاه که میکرد میفهمید؛ مرد پخته، مرد آگاه. شما نگاه کنید ببینید روی چه چیزهایی این مردِ حکیمِ پخته‌ی آگاه تکیه کرده، آنها اساسِ مسئله است، مسائل اساسی آنها است. اینها را نبایستی بتوانند تغییر بدهند؛ یک شکل مخالفت با نظام و مخالفت با انقلاب مخالفت با این چیزها است. اگر چنانچه در کارهای ما، در حرفهای ما، در جهت‌گیری‌ها و رویکردهای تبلیغی ما مخالفت با آن مبانی وجود داشته باشد ضدیت با انقلاب و ضدیت با نظام اسلامی و ضدیت با اسلام سیاسی‌ای است که تحقق پیدا کرده.

بعد از دوران صدر اسلام، اولین باری است که اسلامِ صحیحِ نابِ متکی به قرآن و حدیث در عالم واقع، دارد تحقق پیدا میکند؛ حتی در دورانهایی که مثلًا علما، محترم هم بودند، این‌جور نبوده. فرض کنیم در دوران صفویه؛ خب علما، محترم بودند؛ محقق‌کَرکی از شام پا میشود می‌آید در اصفهان یا در قزوین یا در کجا و شیخ‌الاسلام کل کشور هم میشود؛ پدر شیخ بهایی، خود شیخ بهایی، اینها همه کسانی هستند که جزو علمای بزرگ بودند، خیلی هم محترم بودند، اما اینها حداکثر کاری که میکردند این بود که مثلاً فرض کنید که دستگاه قضاوت را برعهده بگیرند، آن‌هم تا جایی که منافات با برخی از تندروی‌های دستگاه حکومت و سلطنت نداشته باشد؛ وَالّا شاه‌عباس و شاه‌طهماسب و بقیه‌ی سلاطین، کار خودشان را میکردند، حکومت اسلامی نبود، حکومت دینی نبود. اینکه منشأ و مبدأ احکام حکومتی کتاب و سنت باشد، روایات ائمه باشد، از صدر اسلام -یعنی حالا آن مقداری که صدر اسلام بوده، بعد از آن- تا امروز دیگر سابقه نداشته است. امروز در ایران اولین بار است که یک چنین حکومتی به‌وجود می‌آید. معنای اسلام سیاسی این است؛ اسلام سیاسی یعنی اسلامی که سیاست اداره‌ی جامعه را و مدیریت جامعه را برعهده میگیرد؛ یعنی اسلام میشود مدیر جامعه. این بار اولی است که در اینجا اتفاق افتاده است؛ این را میخواهند از بین ببرند، این را میخواهند نابود کنند؛ نابودکردنش هم به همین شکلی است که عرض کردم. بنابراین مسئله‌ی انقلابیگری در حوزه‌ی قم در معرض خطر است؛ این را باید توجه کنید؛ باید جزو مسائل اصلی شما باشد.»

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − 18 =