جلسه اول از سلسله جلسات بصیرت افزایی

جلسه اول از سلسله جلسات بصیرت افزایی

به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز؛

جلسات بصیرت افزایی به صورت هفتگی در روز یک شنبه هر هفته با حضور حجت الاسلام بجانی، امام جمعه شهر تسوج، و مهندس نویدی،کارشناس مسائل سیاسی، پس از اقامه نماز مغرب و عشاء، در مجموعه بسیج داشجویی دانشگاه تبریز برگزار می شود.

بر اساس همین گزارش در ابتدا ی هر جلسه مباحثی پیرامون موضوع ولایت فقیه توسط حجت الاسلام بجانی بیان می شود که مشروح مباحث مطرح شده در جلسه اول به شرح زیر می باشد.

 

لینک دانلود فایل pdf متن در انتهای خبر قرار داده شده.

 

 

تعریف لغوی و اصطلاحی سیاست

سیاست در لغت به معنای حکومت، ریاست ، امر و نهی ، پرداختن به امور مردم بر مصالحشان ۱ و در متون دینی واژه سیاست به معنای تدبیر امور جامعه آمده است ، حضرت امام صادق علیه السلام میفرمایند: << نحن ساسهُ العباد و ساسه العباد …۲ >> رهبران الهی بوسیله سیاست انسان را را در مسیر هدف از خلقت قرار می دهند. امام صادق میفرماید << الامامُ عالم بالسیاسه ۳ >> و نیز میفرماید << فوّض الیه امرالدین و الدنیا لیسوس عباده ۴ >> یعنی خداوند متعال امر دین و دنیای مردم را به پیامبرش واگذار کرد تا پیامبر امور بندگان را تدبیر کند.

معنا و تعریف اصطلاحی سیاست عبارت است از اداره کردن جامعه در جهت مصلحت مادی و معنوی عموم مردم همراه امر و نهی.

با این تعریف، سیاست شیطانی که اداره کردن جامعه همراه خدعه و نیرنگ و دروغ است، از تعریف سیاست خارج می شود ، چون در خدعه و نیرنگ مصلحت مادی و معنوی عموم مردم لحاظ نمی شود و همچنین سیاست حیوانی که فقط در جهت تامین نیاز های مادی است خارج می شود.

از آنجا که هر عملی بر اندیشه ای تکیه دارد به عبارت دیگر جهان بینی ( نوع نگرش بر جهان ) مقدم بر ایدئلوژی ( باید و نباید های مبتنی بر نگرش ) است. سیاست در اندیشه دینی بر جهان بینی الهی تکیه دارد. جهان بینی دین هم که توحیدی است بنابراین رفتارها و حرکات سیاسی دینداران واقعی برخاسته از اصل توحیدی است. مقام معظم رهبری ( مدظله العالی ) میفرمایند : توحید استخوان بندی نظام موجود و محور همه ی روابط اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و … می باشد .۵  امام راحل ( رحمه الله علیه ) درطول حرکت خود به صورت مداوم در سخنرانی ها، دیدارها، و حتی در نامه خود به گورباچف به این اصل تاکید داشتند و در آخر در وصیت نامه خود به توحید و قدرت لایزال الهی توجه می دهند.

ارتباط دین با سیاست :

در ارتباط دین با سیاست سه نظریه وجود دارد:

  • تضاد دین و سیاست : طرفداران این نظریه که متحجران می باشند لازمه ی دینداری و متعبد بودن به احکام الهی را پشت کردن به سیاست می دانند و چون با توجه به عملکرد حاکمان ستمگر و سیاست بازان دغل کار هرگونه دخالت در سیاست را مستلزم دروغ و نیرنگ و ظلم و تجاوز به حقوق دیگران دانسته و این را با سیاست مانعه الجمع میدانند و ورود به سیاست را بی دینی میگویند.

آنان دین را به یک سری امور عبادی فردی و ذهنی منحصر می کنند از آنجا که این نظریه دست ظالمان و جباران را در ظلم کردن آزاد گذاشته است، مورد حمایت آنها واقع شده است و برای تقویت این نظریه باطل تقسیم آخوند سیاسی و آخوند محرابی را راه انداختند و طوری تبلیغ کردند که آخوند سیاسی همان آخوند بی دین است و طوری القاء کردند که آخوند باید به سراغ محراب برود و سیاستمدار ظالم به سراغ دزدی. اما حضرت امام خمینی ( رحمه الله ) و شاگردانش با این نظریه مخالفت کردند و در مقابل این مطلب را که اسلام ناب اسلامی است که ابوجهل ها باید از آن بترسند، نهادینه کردند.

۲- جدایی دین از سیاست : این گروه مطلب را از منظر دیگری دنبال می کنند قائل هستند که حوزه دین و حوزه ی سیاست در تضاد نیستند اما محدوده هر کدام فرق میکند. دین برای فرد فرد جامعه برنامه دارد اما برای اداره ی خود جامعه برنامه ندارد. سیاست هم همان اداره کردن جامعه است پس خارج از محدوده ی دین می باشد. این نظریه از غرب گرفته شده است. غرب بعد از رنسانس  که کلیسای مسیحیت از اداره جامعه ناکارآمد شد این نظریه را مطرح کرد البته علّت ناکارآمدی هم تحریف مسیحیت بوده است.

تعریف دیگر این نظریه سکولاریزم می باشد که توسط روشنفکران غرب زده با همکاری قدرت های استکباری وارد جوامع اسلامی شده  و تا حدودی هم در کشور های منفعل اسلامی موفق بوده است. این گروه قبل از انقلاب این نظریه را وارد کشور کردند.

مقام معظم رهبری میفرمایند: << روشنفکری در ایران بیمار متولد شد چون روشنفکران طبقه اول آدم های ناسالمی بوند مانند میرزاملک خان ارمنی، میرزا فتحعلی آخوند زاده و… و طبقه بعدی هم شاهزادگان و اشراف و اعیان زاده ها بودند که به نفع خودشان و نه به نفع کشور۶ .>> بررسی این افراد و نحوه ورود این نظریه توسط آنها بطلان نظریه را کاملاً مشخص می کند. علاوه بر آن دلایلی بر رد این نظریه هست که در اثبات نظریه حق (عینیت دیانت با سیاست ) می آید.

۳- عینیت دیانت با سیاست : این نظریه قائل است که دین همان سیاست و سیاست همان دین است.

دلیل: اگر قائل باشیم که خداوند جهان را آفریده  ولی اداره آن را به کسی یا کسان دیگری سپرده است لازم است که قدرت خداوند محدود شود واللازم باطل و الملزوم مثله .

 

  1. لغت نامه ی دهخدا
  2. بحارالانوار ج ۹۷ ص ۳۴۲
  3. اصول کافی ج ۱ ص ۲۰۲
  4. همان ص ۲۶۶
  5. دیدگاه توحیدی ص ۷۰
  6. سخنرانی در دیدار دانشجویان ۲۴/ ۲ / ۷۷

 

لینک دانلود فایل pdf

نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار × سه =