«تاکید آیت الله صدّیقی روی چه موضوعی بود؟| نقش بانوان عالِم شیعه درکلام امام جمعه موقّت تهران+متن سخنرانی» مروری بر بیانات روشن و ناب میهمان طریق سعادت:

«تاکید آیت الله صدّیقی روی چه موضوعی بود؟| نقش بانوان عالِم شیعه درکلام امام جمعه موقّت تهران+متن سخنرانی» مروری بر بیانات روشن و ناب میهمان طریق سعادت:

/متن کامل و صوت بیانات آیت الله صدّیقی درطریق سعادت/در عرصه جنگ نرم اثر و نقش شما بانوان بیشتر از مردان هست٬ قدر خودتان را بدانید/دانشگاه منهای نورانیّت قوی قابل اصلاح نیست و بااین سخنرانی ها وضع دانشگاه حل نمیشود بلکه حضور انسان باطن دار موجب تغییر وضع دانشگاه ها میشود /

 

va1

 

/متن کامل و صوت بیانات آیت الله صدّیقی درطریق سعادت/در عرصه جنگ نرم اثر و نقش شما بانوان بیشتر از مردان هست٬ قدر خودتان را بدانید/دانشگاه منهای نورانیّت قوی قابل اصلاح نیست و بااین سخنرانی ها وضع دانشگاه حل نمیشود بلکه حضور انسان باطن دار موجب تغییر وضع دانشگاه ها میشود /

 

 

va

به گزارش روابط عمومی بسیج دانشجویی دانشگاه تبریز:
با گذشت سه روز از سخنرانی پویا و روشن آیت الله صدّیقی امام جمعه موقّت تهران در دانشگاه تبریز مروری بربیانات ناب ایشان بر جوانان و دانشجویان و بخصوص بانوان پیرو راه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ضروری می نماید و چنان که آیت الله صدّیقی٬ شخصیّت معروف و محبوب کشوری در نهمین نشست طریق سعادت مطابق محوریت این همایش یعنی«نقش و جایگاه زن مسلمان شیعه و عالِم»اشاره کردند٬ قدرت اثر جنگ فرهنگی توسط بانوان بیشتر از مردان هست. این دیدگاه که برگرفته از نگاه متفاوت دین مبین اسلام به جایگاه زن هست به راستی بهترین و منطقی ترین مدافع حریم و حقوق زنان است٬ که امروزه جوامع غربی با حرکت پوچ و بدون هدفی بنام «فمینیسم» نقاب دفاع از حقوق زنان را دارد.

در این سخنرانی که متن کامل و صوت صحبت ایشان جهت دریافت پیوست شده است، آیت الله صدّیقی به روشنی چند نکته اصلی را یادآور میشوند. از جمله با اشاره به روایاتی از اهل بیت علیهم السّلام کسب علم را واجب تر از هرکاری برای زنان برمی شمارند. ۲- سه نوری که میتواند باعث تغییر عالَم شود را در «قلم عالِمان- صدای پای مجاهدان- و دژنشینان و محصنات میدانند. نکته مهم دیگری که مورد تاکید ایشان هست نگاه ایشان به تحوّل دانشگاه است که نه با برگزاری همایش ها و سخنرانی ها بلکه با حجاب زینبی بانوان که بمنزله پرچم و نماد اسلام هست و ازطریق «حضور یک انسان باطن دار در دانشگاه» محقّق میشود.
در این گزارش ویژه که مهمترین عناوین سخنرانی امام جمعه موقّت تهران اشاره شد بصورت کامل متن سخنرانی ایشان پوشش داده شده است. امید است که خوانندگان این مطلب ضمن مطالعه کامل٬ آن را در اختیار دوستان و آشنایان خود نیز قرار دهند.


دریافت نسخه پی دی اف بیانات آیت الله صدیقی از اینجا 


متن کامل بیانات آیت الله صدّیقی در تالار وحدت دانشگاه تبریز:

ـ جهت عرض تهنیت به مناسبت میلاد مسعود حضرت علی اکبر و ایام الله شعبان و جهت پیروزی مقاومت در سوریه و لبنان و عراق و یمن و همچنین بهجت قلبی امام زمان(عج) با پیروزی آنها و جهت غلبه راه شهیدان بر راه غرب گرایان در داخل کشور و افشای نفوذی ها و جهت پیروزی عزیزان ما در میدان جنگ نرم که یک بخشش همین جبهه است صلواتی ختم بفرمایید.
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم٬ بسم الله الرحمن الرحیم
ربّ اشرح لی صدر و یسّرلی امری واحلل عقدة من لسانی. الحمدلله رب العالمین و الصلاة علی خاتم المرسلین٬ طَبِیبِ نُفوسِنَا أَبِی الْقَاسِمِ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْمَعْصومِین سِیَّمَا الْحُجَّهِ بَقِیَّهِ اللهِ فِی الْعَالَمِینَ أَرْوَاحُنَا وَ أَرْواحُ مَنْ سِوَاهُ فِدَاهُ وَ اللَّعْنُ عَلَی أَعْدَائِهِمْ أَجْمَعِینَ. «وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ/تحریم ۱۱»
خوشحالم و خدا را شکر میکنم که یاران انقلاب و جوانان پر احساس، باشور و باشعور، مصمّم و جدی، خط سرخ شهیدان را زیر پرچم ولایت، با همّتی والا ادامه می‌دهند. و رسالت عظیم دانشجویی خودشان را در این زمان بسیار حساس در مقابله با استکبار و در مقابله بانفوذ و فساد و مقابله با ستون پنجم دشمن در جبهه های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و ان‌شاءلله اقتصادی و نظامی ایفا می کنند. من در این محفل نورانی که مباهات می‌کنم و این بانوان با حجاب کاملشان اعتبار دانشگاه را بالا می برند و این پرچم استقلال و عزتشان و پرچم خودباوریشان هست و به فضل الهی اثر گذار در ابعاد مختلف جامعه ما هستند و صاحب نقش اند. نکاتی را که من در این محفل با کمک خدا و مدد امام عصر ارواحنا فداه و به عنایت شهیدان و شهید بنت الهدی (که چون فارسی صحبت میکنیم در فارسی لفظ شهید برای بانو و آقا، شهید گفته میشود) می خواهم عرض کنم نکته اول این است که  خدای متعال مقام انسان را در قرب خودش تعریف کرده و انسان موجودی است که اگر بخواهد ارزش پیدا کند باید به خداوند نزدیک شود. از این جهت این ایام که ایام دعاست و اسلحه همیشگی شماست و غفلت هم نمی کنید در قرآن کریم فرموده: «قل ما یعبد بکم ربّی لولا دعائکم» یعنی ای حبیب من به بندگان من بگو خدا چه ارزشی به شما قائل است و چه نگاهی به شما میکند اگر دعای شما نباشد. دعا٬ انقطاع است و انسان وقتی می فهمد که بیچاره است و چاره سازش خداست حال دعا پیدا می کند. این دعایی که انسان را به خدا وصل می کند، نور خدا به انسان ارزش می دهد. و در این میدان و در عرصه تقرب به پروردگار متعال، زن و مرد وجود ندارد. ارزش نه به ریاست جمهوری و نه به وزارت و نه مدیر بودن و نه مشغول بودن است که اینها همه گذراست و این را واقعا و واللهِ عرض میکنم. زندگی یک رویاست و به همین زودی تمام میشود. این مهم است که چه کسی با دست پر میرود و چه کسی پیش خدا اعتبارات ماورای عالَم زودگذر کسب کند. لذا در آن عرصه خدای متعال فرموده «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثي‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً». در روایت هم داریم که خداوند دنیا و منصب و ثروت دنیا را هم به مؤمن و هم به کافر می دهد چرا که اگر ارزشی داشت به کافر نمی رسید. اما معنویت و ایمان را خدای متعال فقط به مؤمن می دهد و آنها نصیبی از این جهت ندارند. هرکسی کارو عملش صحیح باشد چه مرد و چه زن را خداوند به این دنیا آورده است تا ارزش کسب کند و مرد انسان است و زن هم یک انسان است. آمده ایم آدم شویم، آمده ایم خودمان را به خدا برسانیم، آمده ایم از هیچ بیرون بیاییم و همه چیز شویم چون جز خدا همه هیچ است و همه چیز خداست.IMG_1823

تا انسان از خدا دور است هیچ هیچ است ولی وقتی به خدا میرسد همه چیز است. اگر کسی در این چند روز مراقب عملش باشد و عملش صالح٬ اما عمل صالح فرض بفرمایید نظیر یتیم نوازی، احسان به پدرو مادر، دفاع از مظلوم، حمایت از افتاده، تعلیم جاهل، ارشاد ظالم و راه سازی و آبادگری و عمران باشد به تنهایی برای کسب ارزش کافی نیست. بلکه منظور عمل صالحی است که در زمینه ایمان بذرش ریخته شود و آیه «و هو مؤمن» به این نکته اشاره دارد. بانوی درست کار اگر قلبش با خدا پیوند داشت، خدا را قبول داشت، به پیغمبر اعتقاد داشت، معاد را پذیرفته بود، نبوّت و امامت را قبول کرده بود (ایمانش کامل خواهد بود). ایمان یک منظومه و مجموعه است. «أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتَابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ/ بقره ۸۵»: کسی بعضی از دین را قبول کند و بعضی از دین را قبول نکند یعنی التقاطی عمل کند مثل خیلی از گروه ها و سکولاریسم. چنانکه بعضی از مسئولین ما سکولارند و درهمه چیز اسلام را قبول ندارند،  نماز قرآن را قبول می کند اما حجاب قرآن را قبول نمی کند، چنین کسی مؤمن نیست. بنابراین ایمان یک مجموعه است و قابل تجزیه هم نیست.
«آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ /بقره ۲۸۵»: یعنی به پیغمبر خدا و کتابش و به هرچه که خدا فرستاده باید همه را برنامه خدا دید و به آن ایمان داشت. اگر کسی این دوشاخصه را داشته باشد، اهل عمل باشد، آدم بیکار و کسل و افسرده و آدم بی تعهّد و بی تحرّک باشد چنین کسی در دایره اسلام جایگاهی ندارد. اسلام میدان مجاهده است، اسلام میدان رزم است. اسلام زندگی را مصاف با همه مشکلات می داند که در رأس تمام مشکلات «جاهلیّت» بی معرفتی، ظلمت، فساد، ظلم است. بنابراین در این عرصه ها به دنیا آمده ایم که بجنگیم و تمام عمر ما جنگ و رزم و مصاف است. اگر این شاخصه «پر تحرّک بودن، بانشاط بودن، کاری بودن، اثربخش بودن» همراه «ایمان باطنی و عقیده» بود خدای متعال رتبه ای را که معرفی کرده فرموده «و نُحیینّه»: یعنی خدا یک حیات به شما میدهد و این حیات را کسانی که درک کرده اند میفهمند حیات الهی یعنی چه، در حیات الهی «نماز» شب چه جایگاهی دارد. دعاهای حضرت زهرا یعنی دعای نور و … که یک صحیفه است و حالات بی بی فاطمه زهرا سلام الله علیها که در نمازشان خداوند ملائکه را به دیدن نماز حضرت زهرا فرا میخواند، همچنین نمازشب هایی که حضرت زینب سلام الله علیها با آن همه داغِ مصیبت کنار بیابان و خاکسترهای خیمه ها اینها را انسان چطور می تواند معنا کند، اینها مصداق یک حیات طیبّه است. گویا فارغ از این عالَم است و چیزی نشده و همه این مشکلات برای این بوده که حضرت زینب سلام الله علیها آنجا نماز شبی بخواند و عالَم را با آن نماز شبش روشن کند. این نکته اول است که ارزش ما در قرب به خداست و نیل به مراتب قرب به خدا طی درجات ارزشی انسانهاست. نکته دوم این است که کسی که به قرب میرسد انسان است،  نه مرد و نه زن است. زن و مرد بودن برای این عالَم است که تکثیر نسل انجام شود و امتحانات داده شود. روح انسان نه زن است و نه مرد. انسان خلیفة الله است، انسان وجه الله است. انسان روح الله است چنانکه درقرآن آمده است«نَفختُ فیه مِن روحی»، خدای متعال فرموده در انسان از روح خودمان دمیده ایم. نمیگوید روح خودم را دمیده ام بلکه گفته «از روحم دمیده ام تا تو روح الله شوی». هم زن میتواند روح الله شود و هم مرد و این حقیقت انسان است. حقیقت انسان خلافت خدا و روح خداست و انسان باید به آن دسترسی پیدا کند و از این حجابها عبور کند و نور شود. «اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ/ نور ۳۵»: الله نور آسمانها و زمین است و بشر آمده تا از این ظلمتها عبور کند. به این حدیث توجه کنید که با این محفل و محور صحبت این محفل متناسب است و بهانه تشکیل این محفل بانویی است که شربت شهادت را خداوند به کام او ریخته و خدا ساقی شده، خدا به هرکسی این نصیب را نمیدهد و شربت شهادت از آن خواصّ اولیای الهی است. اینکه گفتیم این عالَم عالَم حجاب و ظلمت و تاریکی است و ارزش ما به این است که خود را ازین حجاب ها و موانع برهانیم و خود را از این قفس تنگ و زندان ظلمانی نفْس و به تعبیر امام رضوان الله تعالی علیه از سجن طبیعت خودمان خود را خلاص کنیم و به نور متصل شده و نورالله شویم. نورالله، روح الله، وجه الله، خلیفة الله تعبیرات قرآنی در مورد بشر است. چکار کنیم تا به نورالله برسیم؟ در این حدیث نبوی که از وجود نازنین خاتم انبیا محمد مصطفی(ص) است آمده:«ثلاث تخرق الحجب و تنتهي الي ما بين يدي اللّه:صرير أقلام العلماء و وَطي أقدام المجاهدين و صوت مغازل المحصنات»: سه انفجار در زندگی انسان و در جامعه بشری اگر اتّفاق بیفتد ظلماتی این عالَم و بساط نور الهی را برمی چیند آن هم نه در اینجا بلکه انسان را از زمینی و فرشی بودن عروج داده و به مقام «عند ربّ» می برد، انسان را همنشین و جلیس خدا می کند، انیس خدا می کند. اولین مصداق این سه چیز «قلم عالِم» است که قلم عالِم مرد و زن ندارد. کتاب های امام رضوان الله علیه را اگر ببینید نور محض است و جوشش نور وجودی خودش است، کتابهای مرحوم میرزا جواد آقا مَلکی تبریزی مراقباتش به درد همه شما می خورد و مخصوصا در این ایام شعبان و رمضان نیاز به کتاب مراقبه دارید البته کتاب «إقبال الأعمال» کمی سنگین است اما بقیه «مراقبات» مرحوم میرزا جواد آقا مَلکی تبریزی که چند جور ترجمه شده ترجمه آن را بگیرید و ببینید در ماه شعبان پیغمبر(ص) چه سفره هایی را برای دل شما آماده کرده، خودتان را محروم نکنید که پیغبر دعوتتان کرده و سفره پهن کرده، سفره های خیلی دلنشینی دارد. شب نیمه شعبان را در پیش دارید، خواب نباشید، شروع شبهای قدر است و در نیمه شعبان شب های قدر کلید میخورد. «المراقبات- اسرار الصلاة-  لقاءالله» که از این مرد بزرگ و عارف واصل در اختیار ما هست و همچنین از «تذکرة المتّقین» مرحوم حاج میرزا محمد بهاری رضوان الله تعالی علیه که از شاگردان برجسته ملّاحسینقلی همدانی است که در زمینه آقایان و علمای عارف است استفاده کنید. در زمینه بانوان عارف بانوی بزرگواری که در اصفهان زندگی میکرد یعنی «بانو نُصرت امین» که هم مجتهد و هم فقیه بود و مرحوم آقا سید ابوالحسن اصفهانی به ایشان اجازه اجتهاد داده بود و علّام بزرگوار و فیلسوف بینظیر عصر ما و عارف ناشناخته ما٬مفسّر کبیر و موحّد قهرمان میدان توحید علامه طباطبایی به دیدن بانو نصرت امین که رفته بود فرموده بودند که «من یافتم او اهل شهود است». کتابهای ایشان هم در عرفان و هم در تفسیر و هم در مسائل دیگر بسیار است. یک کتاب دارند که مخصوص «مشاهدات ایشان و شهودهای باطنی» که برای ایشان پیش آمده هست بنام «نَفحات الرّحمان» که نشان میدهد چه عوالمی این بانو داشته است. این بانو بانوی عصر صفویه و زمان ائمه نبوده بلکه مربوط به همین زمان غیبت است و وفاتشان را ما در خاطر داریم و بنده سر قبرش هم رفته ام، هم از تفسیرش خودم استفاده میکنم و هم از کتابهای عرفانی این بزرگوار چراکه جزء بانوانیست که حجّت است وقتی فیلسوف و عارف دلبر علامه تهرانی رضوان الله تعالی علیه به اصفهان رفته بود گفته بود که آسمان اصفهان را شب پرنور دیدم٬ علت نورانیت فضای اصفهان یکی عرفایی بود که در تخت فولاد آرمیده اند و دوم نمازشب دوشیزه های اصفهان بود که اینها همه تربیت شده های آن بانو بودند، اهل نماز شب بودند و نماز شبشان را کسی که چشم برزخی اش باز است میدید که فضای اصفهان را نورانی کرده است. امروز از این بانوی بزرگوار بنت الهدی که هم مادرش فاطمه(س) است و هم ارث شهادت را از مادرش به ارث برده هم٬ شما دختران خوب ما بدانید که دانشگاه منهای نورانیّت قوی قابل اصلاح نیست و بااین سخنرانی ها وضع دانشگاه حل نمیشود بلکه حضور انسان باطن دار است که میتواند دانشگاه را تغییر دهد و باید «آدم» حضورپیدا کند تا آدم بسازد و الّا با کنفرانس ها و با مقالات و اینها دانشگاه تغییر پیدا نمیکند. این کارها همه اعتباریّات است. کسانی هستند که حرفی با آنها نمیزنی ولی با نگاهی به آنها عوض میشوی همانطور که امام رضوان الله تعالی علیه فرموده بودند ما درس اخلاق هم گفتیم ولی چیزی ندیدیم اما کسانی بودند که یکبار نگاهشان می کردیم یک هفته تحت تاثیر بودیم، از ایشان پرسیده بودند کسیکه شما او را یکبار زیارت می کردید یک هفته تحت تاثیر بودید چه کسی بود؟ ایشان فرموده بودند «آقا میرزا ابوالقاسم کبیر». ان شاءلله قم که رفتید قبر ایشان را زیارت کنید که البته برای آقایان میدان باز است ولی خانم ها در خیلی از چیزها محرومیّت دارند و یکی از مصادیق آن همین است که زیارت بعضی از اولیای الهی نصیبشان نمیشود. همانجا که قبر شریف مرحوم حاج عبدالکریم حائری و آیت الله بهاءالدینی هست پایینش هم قبر آقا میرزا ابوالقاسم کبیر قرار دارد، در چنین جایی «آدم» نظر دارد، «آدم» نَفَس دارد، «آنانکه خاک را به نظر کیمیا کنند/ آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند؟… » پس «قلم» آن هم قلمی که از روح الهی می جوشد، قلمی که از سرّه وجه اللهی تلألؤ میکند این قلم و خواندن این نوع کتابها انسان را تغییر می دهد، مثل کتاب «مرحوم بحرالعلوم» و کتابهای اخلاقی دیگران. دومین انفجاری که عالَم را از ظلمتها، تاریکیها، زشتی ها، پلیدی ها، بدبختی ها، فسادها و ناامنی ها نجات میدهد همین «مدافعین حرم و رزمندگان» اند. دقت داشته باشید روی این تعبیر که پیغمبر میفرماید بعد از قلم عالِم، «صدای پای رزمنده» است. خیال نکنید کسی شهید شد اثر او هم رفت، این خون ما را بیمه می کند چنانکه اگر دفاع رزمندگان درهشت سال جنگ تحمیلی نبود، مملکت ما دانشگاهش این حجاب را نداشت، درحالیکه همه دارند به بدحجابی ها و بی حجابی ها توجه می کنند! کسانی که بدحجاب یا بی حجابند کف روی آب اند و به چشم می آیند ولی خدا میداند که زیاد نیستند. اصالت در ایران بخاطر همین رزمندگان است، بزرگی از آنِ اینهاست، درس از آنِ اینهاست، علم از آن اینهاست، حقیقت برای اینهاست، اداره جبهه ها از آنِ اینهاست، سلامت یک اداره بخاطر بانوان اینجور است. کسانی که به ارزشهای اسلام قائل نیستند، فرزندانشان در اداره ها به درد مردم نمیخورند. « وَطيء أقدام المجاهدین» یعنی قدم مجاهد، عرش خدا را می لرزاند. رزمنده ای که از همسر و فرزندش خداحافظی میکند و بسوی سوریه یا عراق روانه میشود برای چنین کسی در روایت آمده که تمام موجود، حتّی«حیتان فی الماء و الطَّیر فی الهوا» به حال او گریه می کنند. یعنی این مجاهد که همه چیز را میگذارد تا برود و بسوی جانان برسد آنچنان سیم ارتباطش الهی میشود که شعاع نورش تمام موجودات را تحت تاثیر قرار میدهد و ماهی ها و آبزیان و پرنده ها برایش گریه میکنند. سومین انفجار رهاکننده از ظلمتها مربوط به شماست، یعنی«صوت مغازل المُحصَنات». قلم عالِم در مرد و زن و در هردو یکی است، «وَطيء المجاهد» یعنی صدای پای مجاهد که این مربوط به آقایان است تا بروند بسوی سنگرها و صدای پایشان فضای این عالَم را تحت تاثیر قرار دهند. امّا درمورد بانوانی که مُحصَنات اند و دژنشین اند و سنگر نشین عفّت اند مُحصِن بمعنای دژنشینی، کسی که حصار دارد و آزاد و رها نیست، در دسترس هر کس و ناکسی و هر ناپاکی قرار نمیگیرد، چون در حصن و حصار و دژ نشسته و عفّت او به دژش هست، خانواده دارد، اصالت دارد، دین و تقوا دارد و بنابراین آزاد و رها و دردسترس نیست. «صوت موازن المُحصنات»: یعنی همین که در خانه اش نشسته، پشت لابراتوار نشسته و دارد تحقیق میکند. در دولت سابق کسانی که عهده دار ساختن و ارسال ماهواره بودند، شب عاشورا دعوتی از ما کردند و در دانشگاه علم و صنعت که خدمتشان رفتیم ۲۷ نفر بودند که دور ما جمع بودند. آقای دکتری که مسئولشان بود به خانمی اشاره کرد و گفت که این خانم ۲۷ ساعت است که نخوابیده و برای ماهواره دارد کار میکند و گفت که این مجموعه همگی اهل نمازشب هستند. امروز ما به اینها افتخار میکنیم. اینها صوت موازن المُحصنات اند، اینها انفجار نورند که فضای عالَم را میتوانند تغییر دهند. اینکه گفته اند مادر با یک دست گهواره را تکان میدهد و با دست دیگرش عالَم را مصداق همین حقیقت است.
نکته سوّمی که در این راستا باید عرض کنم این است که امروز جنگ ما جنگ تمام عیار است. مرحوم آیت الله عظمای بهجت ما، آن عزیز سفرکرده و دلبر ما، آن پدیده ماورایی و ناشناخته این عالَم که مرموز آمد و مرموز رفت ایشان که میفرمودند از علائم آخرالزّمان ظهور سُفیانی است و سفیانی جنایتهای بسیاری را خواهد کرد، این سُفیانی شخص نیست بلکه «جریان غرب» مظهر جاهلیّت ابوسفیانی است. ایشان معتقد بود که سفیانی ظهور کرده، یعنی حقیقت کفر و استکبار جهانی با همه امکاناتش به جنگ پاکی ها، نورانیّت ها،  و به جنگ معرفت و توحید آمده، چون اینها با دین جنگ دارند نه با ایران و نظام ما، اینها جنگشان با ارزش های انسانی است. امروز ما جنگ تمام عیار داریم و جنگ ما هم جنگ نظامی است که آن را هشت سال داشتیم و با آن شکلش تمام اما شکل دیگرش که خیلی شوم و خطرناک است شروع شد. برای «جهاد» بدل درست کردند و داعش را ساختند، و مسلمان را با نام اسلام در سنگر کفر نشانده اند و ارزش کُشی و کودک کُشی میکنند و تمام ارزشها را پایمال میکنند و چهره کریه کفر محض را درشکل یک جوان مسلمان ازجان گذشته مایه اسلام هراسی دنیا میکنند.IMG_1867

الآن هم جنگ نظام داریم آن هم با پیچیده ترین وضع خودش چون تا دیروز صدّامی ها که به جنگ ما می آمدند، غرّش بسیجی های ما باعث شکست آنها میشد ولی امروز اینها تلقین کرده اند که اگر کشته شوند، گاهی با قاشق و… حمل میکنند تا به محض کشته شدن همسرانشان در بهشت برای آنها غذا بیاورند! بنابراین شیطنت خودشان را خیلی به عمق رسانده اند و ما اکنون هم جنگ نظامی در پیچیده ترین وضع خود را داریم، و دنیا دارد با دین و قرآن و انقلاب و راه شهیدان ما و با پرچم ولایت ما که مجموعه تمام ارزشهاست می جنگد اما زیربنای این جنگشان جنگ فرهنگی است. رهبر عزیز انقلاب، نائب امام زمان و زعیم بزرگ زمان، این انسانی که قدرش را خودمان هم نمی دانیم و حتّی متدیّنین نمی دانند چه نعمتی در اختیار دارند و چه پدیده فوق العاده ای را خداوند نصیب ما کرده است، تجلّی باطن امام و انسان مؤیدّ و موفّق است، ایشان در همین سال گذشته و در یکی از جلسات فرمودند «که برای مسائل فرهنگی گاهی خوابم نمی بَرَد». خطر را جدّی بگیرید، جنگ فرهنگی خیلی خطرناک تر از جنگ نظامی است، خیلی خطرناکتر از جنگ اقتصادی است، چراکه زیربنای جنگ اقتصادی و نظامی «فرهنگ» است. درباره فرهنگ سازی هم بنده عرض میکنم اگر امام حسین علیه السّلام، علی اکبر و ابوالفضل و قاسم و حبیب ابن مظاهر خود را به میدان آورده، آنها را برای جنگ نظامی و فرهنگی آورده ولی فرماندهان جنگ نرم حضرت ابی عبدالله الحسین(ع)، بانوان بودند، و زینب سلام الله علیها آن را فرماندهی کرد و اگر فرماندهی حضرت زینب(س) کنار پرچمداری حضرت ابوالفضل نبود امروز من و شما اینجا نبودیم و این بساط و انقلاب و ارزش ها وجود نداشت. در عرصه جنگ نرم اثر و نقش شما بانوان بیشتر از مردان هست، قدر خودتان را بدانید. روزی در تهران و در مدرسه مان مراسم عمامه گذاری طلبه ها را داشتیم، از علامه بزرگوار آیت الله مصباح دعوت کرده بودیم صحبتی داشته باشند، آنجا نکته ای گفتند که من آن را به بانوان هم منطبق می دانم و شاهد مثال هم دارم. ایشان درباره «تعظیم شاعر از دیدگاه قرآن» میگفتند و فرمودند اگر طلبه ای برای خدا لباس طلبگی پوشیده باشد، همین راه رفتن او که مردم او را ببینند و یاد خدا بیفتند و با دیدن عمامه او بیاد پیغمبر(ص)بیفتند، برای او «عبادت» محسوب میشود بدون آنکه پای منبر برود و درس اخلاق بگوید. ما برای تبلیغ به لندن رفته بودیم که روزی یک بانوی هلندی در مرکز بزرگ اسلامی مسلمان شد. از او پرسیدیم چرا مسلمان شدی؟گفت یک خانم چادری را دیدم و تعجّب کردم که لباس مشکی پوشیده است، سراغش رفتم و این سوال را از او پرسیدم و او شروع کرد به توضیح دادن دین خود. هرچه توضیح میداد می دیدم که گمشده های من در همین دین است، بخاطر این علامت و این تابلویی که او داشت من بسمت اسلام کشیده شدم و مسلمان شدم. این حجاب تابلوست، عَلَم است، شما علمداران عرصه اسلام هستید، قدر خودتان را بدانید.
مطلب چهارم در مورد نقش شهید بنت الهدی است. چه بانوی با عظمتی، چه بانوی ریشه داری هم در عرصه قلم، هم درعرصه تعلیم و تعلّم، هم در عرصه کمک های اجتماعی به محرومین است. اینجاست که روشن میشود ارزش انسان به «نقش» اوست. بانوی غربی که آزادی های حیوانی را برای او ساخته اند تا بازیچه اقتصاد و بازیچه هوس های خودشان قراربگیرد، چه ارزشی دارد؟ درحالیکه آثار حضرت فاطمه زهرا، آثار حضرت معصومه جایگاه حقیقی یک زن را نشان میدهد. وقتی دختر نخست وزیر انگلیس به قم آمد و به زیارت حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها رفت آنجا متوجه شد ارزشی که اسلام برای یک بانو قائل است زیر آسمان در هیچ مکتب دیگری نیست. یک بانو در آرامگاه خود آرام گرفته و برای او شخصیت های ممتاز مملکت و ممالک دیگر از اقصی نقاط دنیا می آیند دور ضریح او می چرخند، کجای عالَم برای یک بانو چنین شخصیتی قائل هستند؟ این ارزش حضرت فاطمه معصومه(س) بخاطر علم ایشان حقیقت ایشان هست، ایشان علم لدنی داشت و پاسخگوی مسائل و شبهات زمان خودش بود، او برای کمک به امام زمانش از مدینه حرکت کرد و به مردم هجرت را یاد داد، او امام زاده ها را به محلّ مأمنی کشاند. نقش سازنده فاطمه معصومه(س) هم در دوران حیاتش و هم در دوران مماتش بسیار روشن است. بنابراین انسان میتواند گره گشا باشد، تا بتواند خدمتی کند، هدایتی کند، سیم دل خود را به خدای منّان وصل کند، که این اثر مهم است. لذا بانو بنت الهدی هم دوشادوش برادر نابغه خود سیدمحمد باقر صدر مجاهدت کرد که برادرش علّامه و فرهیخته و فیلسوف و اقتصاددان و از نوابغ کم نظیر عصر ما بود و شاگردانی تربیت کرد و مکاتبی را صورت داد و مواجهه ای که هم خودش و هم شاگردانش با دنیای غرب ازنظر هجوم بردن به آنها داشت را انجام داد. و از این رو بانو بنت الهدی کار جدّه اش حضرت زهرا سلام الله علیها را انجام می داد که «یُطعمون الطّعام علی حّبه مسکین و یتیما و اسیرا إنّما نطعمکم لوجه الله». این بانوانی که برای رزمنده ها لباس می دوختند، برای رزمنده ها تدارک غذا میدیدند و می فرستادند مگر ثواب کار اینها کمتر از رزمنده ها بود؟ لذا بانوی بزرگوار، در بُعدعلمی شخصیت والایی بود. روایت «طلبُ العلم فریضةً علی کلّ مسلمٍ و مسلمةٍ» بر زن و بر مرد تصریح دارد، علم ارزش است و خدای متعال در مورد بانوان خواسته است که عالِمه بشوند. «جهاد» ارزش است و هم جهاد عمومی و خانه داری جزو جهاد بانوان قراردارد و هم در جهاد فرهنگی فرماندهی را اسلام بدست بانوان داده است. علی(ع) خانه نشین شد درحالیکه فرمانده رزم بود در جنگها ولی پرچم فرماندهی بدست حضرت زهرا(س) افتاد و ایشان هم درست فرماندهی کرد، شیعه را هم ایشان حمایت کرد. فرماندهی میدان جنگ در دانشگاه ها و غیردانشگاه ها متعلق به شما بانوان است، قدر خودتان را بدانید. اتاق فکر داشته باشید، هم در صحنه سیاسی، هم در آزمایشگاه ها و تحقیقات و پژوهش های علمی و قرآنی، همه جا در سفره خون شهدا میدان باز کرده اید، قدر خودتان را بدانید که ارزش شما در ایمان و مجاهدت شماست و ان شالله راه بانوان شهید را ادامه دهید. اولین بانویی که شهید شده مادر عمّاریاسر است و درطول تاریخ هم هیچ زمانی نبوده است که خداوند از شما قربانی قبول نکند، و همیشه قربانی داشته اید، و خداوند شما را لایق دیده و برای شما اعتبار قائل است و خریدارتان هست و هیچ کم از مردان در این جهاد ندارید، قدر معنویت و حجاب خودتان و استقلال فکری و منش و متانت خودتان را در پرتو تربیت های جبهه ای و فاطمی و زینبی داشته باشید. ان شالله عاقبت از آن شماست. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.


نوشته های مرتبط

نظری بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − 6 =